close
تبلیغات در اینترنت
تفکیک عقل از نقل یا تفکیک فلسفه از نقل!؟

تذکر خطاهای ذهنی فلسفه و عرفان به روش عقل، تفکیک و مناظره

تفکیک عقل از نقل یا تفکیک فلسفه از نقل!؟ ادامه تذکراتی بر نوشتار "خطاهای ذهنی تفکیکیان1"   ثقلین می نویسد: " ... اکثر پاسخ ها بر اساس کتاب شریف منزلت عقل در هندسه معرفت دینی تالیف شیخنا الاستاذ علامه عبدالله جوادی آملی(حفظه الله) می باشد ... آیا امکان آمیختن حقائق آسمانی با علوم بشری…

banner
جستجوگر پیشرفته



تفکیک عقل از نقل یا تفکیک فلسفه از نقل!؟

ادامه تذکراتی بر نوشتار "خطاهای ذهنی تفکیکیان1"

 

ثقلین می نویسد:

" ... اکثر پاسخ ها بر اساس کتاب شریف منزلت عقل در هندسه معرفت دینی تالیف شیخنا الاستاذ علامه عبدالله جوادی آملی(حفظه الله) می باشد ... آیا امکان آمیختن حقائق آسمانی با علوم بشری وجود دارد؟(تفکیک چه از چه؟) از ادعاهایی که تفکیکیان مطرح می کنند و آقای حکیمی فرد نیز بدان اشاره کرد آن است که میگویند وحی و انبیاء و ائمه معصومند و نباید با در آمیختن آنها با علوم و معارف عقلی و شهودی ناب بودن و حق محض بودن آنها را مخدوش و مشوب کرد."

و در ادامه جواب می‌دهد:

"پاسخ) در اینجا مغلطه و یا به تعبیری خطای ذهنی صورت گرفته است. در این که وحی حق محض و ناب است و از هرگونه خطا مصون است و نیز در این که معارف بشری آمیخته به خطا است و حق محض نیست شکی نیست. اما آنچه موجب خطای تفکیکیان شده عدم توجه به این نکته است که آنچه در دسترس بشر است الفاظ وحی است و نه معانی آن. پس فهم بشر عادی از وحی به هرشکلی که باشد فهم ناب و حق محض نیست گاه فهم و تفسیر بشر عادی به معنای واقعی آن اصابه می کند و گاه به خطا می رود. هرگز فهم ما همانند فهم انبیا و ائمه نیست.آنان چون معصوم اند به حقیقت مضمون وحی دسترسی معصومانه دارند لکن بشر عادی به علت عدم عصمت دسترسی مجتهدانه و غیر معصومانه به مضمون وحی دارد. مضمون و معنای وحی و کلام معصومین حق و مصون از خطاست آما آیا بشر عادی دسترسی معصومانه به مضمون و معنای کلام آنها دارد؟ واقع این است که بشر عادی به طریق وسائط با نقل کلام آنها مواجه است ..."

 

تذکر:

1-استاد جوادی آملی هم استاد استاد بنده (آقای رضایی تهرانی) در فلسفه است و هم بنده از دروس فقه (از طریق رادیو معارف) و تفسیر ایشان (از طریق اینترنت) و هم کتاب‌های متعدد ایشان چه در تفسیر و چه فلسفه بخصوص رحیق مختوم و ... استفاده کرده‌ام. ایشان دقت بالایی در مباحث دارد ولی ضعف عمده ایشان حاکمیت نگاه فلسفی بر افکارشان است و نگاه کلامی ضعیفی دارند؛ و این در بحث‌های مختلف، خود را نشان می‌دهد.

2-بحث حاضر یکی از بحث‌های بسیار دقیق و ظریف است که حتی شخصیتی مثل استاد جوادی آملی را به زمین زده است. این بحث باید به صورت تخصصی در جای خود و با متخصصین اهل فن مورد کنکاش قرار گیرد و جایش در وبلاگ و ... نیست. ولی برای اشاره مختصر به بحث به چند نکته اشاره می‌شود.

3-ما هم می‌دانیم و بلکه هر طلبه‌ آگاهی می‌داند از بدیهیات علم کلام و بلکه از بدیهیات هر علمی است که کلمات برای رسیدن به معانی به کار برده می‌شوند و به تعبیر دیگر الفاظ حاکی از معانی و الفاظ حاکی از وحی هستند نه خود وحی. کسی هم ادعا نکرده است ما با الفاظ به خود وحی می‌رسیم.

4-ولی نکته‌ای که اکثریت قوم در آن لغزیده‌اند این است که از این حرف حق، اراده باطل می‌کنند و نتیجه می‌گیرند که ما نمی‌توانیم اعتماد کنیم که به حرف معصوم رسیده‌ایم.

5-اگر چنین است که شما می‌گویید پس چرا داعیه اسلام و تشیع و دینداری و ... دارید!؟ چرا مردم را به سوی دین و خدا و پیامبر و ... می‌خوانید!؟ مردم را آزاد بگذارید تا زندگی خود را هر طور که دوست دارند اداره کنند زیرا حتی اگر خود معصوم هم همین الان حاضر باشد و کلامی بیان کند باز هم فقط الفاظ ایشان به شما می‌رسد و شما فقط به حاکی از وحی دسترسی دارید نه به خود وحی.

6- از طرف دیگر اگر استدلال شما درست باشد هیچ احدی حق ندارد در مورد دین سخن بگوید و معرفت دینی به هیچ عنوان معنایی نخواهد داشت و تنها و تنها می‌توان از معرفت بشری سخن گفت.[1] حتی استدلال شما در مورد امامان و بلکه پیامبر هم صادق است و تنها خداوند می‌داند که چه گفته و بس. و این یعنی خواندن فاتحه دین و دینداری؛ البته همان کاری که دکتر سروش کرد و نشان داد که با قبول پیش فرض‌های فلسفی چاره‌ای نداریم جز رسیدن به همین نکته. دکتر سروش بر اساس روش فلسفی صدرایی و عرفان ابن عربی دقیقا به همین جا رسید که شما هم مجبور خواهید شد به اینجا برسید. البته دکتر سروش اهل پنهان کاری نیست لذا علنا به لوازم حرفش پایبند است ولی دیگران نه.

7- حتی بالاتر از آن، هیچ معرفتی برای انسان حاصل نخواهد شد و این یعنی سوفسطایی‌گری به معنای دقیق کلمه که غرب را در کام خود فرو برده است. لازمه قول شما این است که همه کتب و... جمع شوند زیرا هرگز به مراد گوینده نایل نخواهیم شد.

8- ثقلین جان؛ این بحث پیچیده هرمنوتیکی، مفصل و دقیق را که دکتر سروش‌ها را از ما گرفت به محافل تخصصی واگذار تا به حول و قوه الهی راه برون رفت را در آنجا پی بگیریم.

 نتیجه: این تالی فاسدها نشان می‌دهد که شما و دکتر سروش و استاد جوادی آملی در جایی لغزیده‌اید اما جای لغزش کجاست را در اینجا نمی‌توان وارد شد. فعلا لوازم باطل کافی است که ما هم حرف‌های دیگران را تکرار نکنیم و پا در رکاب تحقیق گذاشته و ریشه‌ها را دریابیم و ... .

ما ریشه‌ها را در نوع تفکر فلسفی یافته‌ایم و راه چاره را هم رجوع به فطرت انسان‌ها و کلام امامان هدایت می‌دانیم همان راهی که عموم فقهای امامیه بخصوص فقهای امامیه نزدیک به عصر حضور طی کرده بودند. تفصیل را در جای خود جستجو کنید.

9-اما برای این که شبهه طرح شده در ذهن‌ها جا خوش نکند چند تذکر اجمالی لازم است:

الف) عموم فقهای امامیه در علم اصول فقه این مطالب را بررسی و جواب داده‌اند البته نه به صورت امروزین آن، بلکه به صورت بحث‌های خاص خودشان (طالبین مراجعه کنند)؛

ب) با شواهد و قراین حالیه و مقالیه و ارجاع به محکمات دین و محکمات عقلی (نه فلسفی ) و ... می‌توان اطمینان و بلکه یقین حاصل کرد که به مراد معصوم دست یافته‌ایم.

ج) فلاسفه در بحث‌های خود بین یقین منطقی و یقین عرفی خلط کرده‌اند و قواعد ریاضی را می‌خواهند در عرفیات جاری کنند لذا در اثر روش نادرست، به نتایج نادرست هم می‌رسند. هرگز قواعد ریاضی قدرت درک عشق و محبت و ایثار و ... را ندارند. فلاسفه باید روش تفکر خود را اصلاح کنند تا بتوانند درک درستی از عالم داشته باشند و الا هرگز ذهنشان اصلاح نخواهد شد.

10-ثقلین می‌نویسد:

" ... تا استدلال شود که چون معارف عقلی و شهودی بشر عادی خطاآمیز است ، نباید آن را در امر فهم و تفسیر وحی قرآنی و سنت معصومان که معصوم و حق ناب است دخالت داد ..."

تذکر: ثقلین جان، خطای عظیم شما خلط عقل با فلسفه است که قبلا تذکر دادیم و اگر اصلاح کنید بسیاری از مطالب خود به خود اصلاح خواهد شد. ما اولا مسایل فلسفی (نه عقلی) را مخالف کتاب و سنت می‌دانیم ثانیا ما استدلال نمی‌کنیم که چون این مسایل فلسفی خطاآمیز است پس در امر فهم و تفسیر دخالت نکند بلکه استدلال می‌کنیم چون این مسایل یقینا باطل است پس در امر فهم دین استفاده نشود و این بطلان را هم بر اساس تعقل درست نشان می‌دهیم؛ و البته بعد از نشان دادن نادرستی مسایل مهم فلسفی و بعد از نشان دادن نادرستی روش فلسفی، می‌گوییم حالا که روشن شد این راه ایمن نبوده است و خطاآمیز است و عقلی نیست لذا در تفسیر کتاب و سنت حق دخالت هم ندارد.

11- ثقلین می‌نویسد:

"اینکه وحی حق محض است ارتباطی منطقی با مدعای تفکیک ندارد ، زیرا اگر بر فرض فهم و تفسیر کتاب و سنت حق محض و معصومانه بود جای آن داشت که توصیه ای به تفکیک شود و از دخالت دادن عناصر معرفتی مشوب به خطا و شک پرهیز داده شود. اما وقتی تماس بشر عادی با نقل وحی و نقل مضمون و محتوای کلام معصومان است و بشر عادی دسترسی مستقیم به مضامین وحیانی ندارد ، فهم و تفسیر بشر عادی از آنها طبعا بشری و آمیخته با خطاست. درست مانند ادراک عقلانی و شهود عرفانی است که قد یصیب و قد یخطیء ، پس چه مزیتی برای فهم نقل(ادراک کتاب و سنت) نسبت به فهم عقلانی و شهودی اثبات شد تا توصیه به تفکیک روا باشد؟"

تذکر: قبلا ذکر شد رفع مشکلات خطا در فهم از الفاظ کتاب و سنت به محافل تخصصی واگذار می‌شود ولی چون تالی فاسدهای عظیمی (که برشمردیم) بر مبنای شما وارد است پس هیچ عاقلی کلام خطابی شما را قبول نخواهد کرد. درست است که فهم نقل معصومانه نیست ولی دلیلی بر بطلان فهم نقل هم نیست؛ ولی فهم عقلی مورد ادعایی فلاسفه به دلیل برهان باطل می‌شود نه این که احتمال خطا وجود دارد. فلاسفه قواعد غیر برهانی خود را به اسم برهان و مطالب خیلی عالیه به دانش پژوهان القاء می‌کنند و عمر عزیز آن‌ها را در این راه هدر می‌دهند و بعد از گیج کردن‌‌های چندین ساله و تکرارهای روزانه و ماهانه و سالانه به او می‌باورانند (این کار در واقع تلقین است که یقین روان‌شناختی را در پی دارد نه برهان که یقین منطقی را در پی داشته باشد) که مثلا وحدت وجود حق است. ولی فهم متون دینی بر اساس فطرت اولیه هر انسانی به راحتی به دست می‌آید.

نتیجه: قیاس این دو روش به هم قیاسی نادرست و نتیجه گیری از آن نادرست‌تر است زیرا:

الف)اگر فرض بگیریم روش فهم متون هم نادرست است نمی‌توان استدلال کرد که: چون هم روش فهم متون نادرست است و هم روش فهم فلسفی نادرست است پس هر دو در فهم متون می‌توانند دخیل باشند. بلکه باید هر دو کنار گذاشته شوند.

ب)روش فهم متون بر اساس فطرت انسانی ولی روش فلسفه موجود روش خروج از روش عقلانی است.

تذکر: همه سخن ما مبتنی بر این است که بین فلسفه و عقل خلط نشود و نادرستی مطالب فلسفی و نادرستی روش فلسفی را با عقل نشان می‌دهیم؛ پس بهتر است به جای حاشیه‌ها به محور بحث برگردیم و مساله تعارض ضرورت علی با اختیار و تشبیه خالق و مخلوق را جواب دهید و بعد به وحدت وجود خردستیز بپردازیم تا مطالب بعدی ما بر اساس آن، روشن‌تر و ملموس‌تر شود.

ج)فلاسفه ادعا دارند که به حاق واقع می‌رسند در حالی که فقهاء به تکلیف عمل می‌کنند.

حاق واقع نمی‌تواند بیش از یکی باشد پس در محل اختلاف فلسفی، حتما یکی از فلاسفه اشتباه کرده است ولی در روش فقهاء تکلیف می‌تواند و بلکه حتما متعدد است و هر فقیهی بر اساس آنچه به آن رسیده است به تکلیف خود رسیده است و نظر متعارض دو فقیه دلیل نادرست بودن نظر دیگری نیست. بخصوص که فقهاء در مسایل کلامی اختلافی با قاطعیت حرف نمی‌زنند و بیشتر احتمال طرح می‌کنند و ادعای به واقع رسیدن ندارند و از همه مهم‌تر نظر خود را نظر دین معرفی نمی‌کنند.

د)در روش فهم متون فقها، اگر معلوم شد حرفی نادرست است از طرف علماء کنار گذاشته می‌شود نه این که اصل روش نفی شود زیرا اصل روش آن‌ها درست است ولی در روش فلسفی اصل روش آن‌ها نادرست است هر چند خودشان می‌گویند ما بر اساس برهان پیش می‌رویم ولی در واقع غیر برهانی حرکت می‌کنند. اگر فلاسفه به بحث‌های اصلی برگردند این انحراف روشی را هم نشان خواهیم داد (در وبلاگ به برخی اشاره شده است).

توجه:در روش عقلانی هم، باید حرف نادرست از طرف علماء طرد شود و ما در حال این کار هستیم یعنی به مدعیان تعقل تذکر می‌دهیم متوجه باشند که روش عقلانی را رعایت نمی‌کنند. هرگاه روش اصلاح شود و فلسفه واقعا روش عقلانی داشته باشد در مسایل غلط فلسفی، فقط مسایل اصلاح می‌شود. ما عقل را کنار نمی زنیم بلکه فقط فلسفه رایج که حرف‌های غلط به اسم عقل است و ریشه در روش نادرست دارد را کنار می‌زنیم. هرگاه روش اصلاح شد آنگاه فقط مسایل فلسفی غلط (نه روش فلسفی) را اصلاح خواهیم کرد.

نکته: از این مطلب روشن می‌شود که می‌خواهیم بگوییم اصل روش فلسفی موجود مشکل دارد برخلاف روش فقهاء که اصل روش مشکل ندارد. و برای نشان دادن نادرستی اصل روش فلسفی موجود (نه فلسفه به معنای تعریف زیبای هستی شناسی عقلی) تنها راه را ورود در مسایل اصلی فلسفی یافته‌ایم؛ اگر آن مطالب روشن شود معنای این کلمات هم روشن خواهد شد و الا فلا.

12- ثقلین می‌نویسد:

"در چنین شرایطی که بسیاری از مراحل و جهات بررسی مضمونی و سندی روایت در تیررس خطا و اشتباه است چگونه می توانیم فهم و تفسیر کتاب و سنت را معصومانه بدانیم؟! با چنین وضعی روشن است که تاکید بر خلوص وحی و حقانیت صرف و بی شائبه آن کمکی به مسئله نمی کند"

تذکر: ثقلین جان، از آنچه تابحال نوشتیم باید معلوم شده باشد که محل نزاع را برایتان درست تقریر نکرده‌اند. محل نزاع این نیست که تفکیکی می‌خواهد به فهم خالص یعنی به فهم معصومانه از نقل برسد بلکه محل نزاع این است که تفکیکی می‌خواهد به فهم خالص یعنی غیر ممتزج با فلسفه و عرفان وحدت وجودی و... از نقل برسد. یعنی به همان قواعد عمومی فهم عرفی از متون دینی که به درستی ذکر کردید در مقابل فلسفه (نه عقل) و عرفان رایج بسنده شود تا احتمال خطا هر چه کمتر شود. فلسفه با ورود خود در حوزه فهم دین، معانی دین را زیر و رو کرده و گاهی دقیقا معنای نقیض آن را معنا کرده است (شواهد بسیار در کتب تفکیکی و حتی غیر تفکیکی فراوان نقل شده است).

13-ثقلین می‌نویسد:

"چه کسی گفته نظر فقها و حتی فلاسفه و...همان نظر اهل بیت(ع) است؟ مرحوم الهی قمشه ای می فرمودند برخی افراد چنان می گویند مفاد روایت چنین است که گویی تازه از کنار تخته پوست منزل امام صادق آمده اند و از مفاد حدیث اطلاع قطعی دارند."

و ادامه می‌دهد:

" دلیل دیگری که به ما نشان می دهد نظر چه فقها و چه محدثین و...مساوی با مقصود اهل بیت نیست ،این اختلاف گسترده ای است که میانشان وجود دارد در صورتی که اهل بیت کلهم نور واحد هستند."

تذکر: ثقلین جان، از مطالب ما جواب این سوال‌ها به خوبی روشن است (فقط جهت تذکر بیشتر):

هیچ احدی از علماء نظر خود را همان نظر اهل بیت یا مساوی با مقصود اهل بیت نمی‌داند بلکه بر اساس قواعد صحیح فهم متون و با ارجاع به محکمات دین و عقل، اطمینان بسیار بالا حاصل می‌شود که به کلام معصوم رسیده‌ایم و هرگاه معلوم شود از این طریق درست، تخلفی شده است باید اصلاح شود. آقای قمشه‌ای یا همین حرف ما را قبول دارد پس معنای حرفش چیز دیگری است و ربطی به حرف ما ندارد یا اینکه حرف ما را قبول ندارد و معنای خاصی را اراده کرده است که لازمه حرفش این خواهد شد که خود آقای قمشه‌ای حتی اگر از کنار تخته پوست منزل امام صادق علیه السلام هم آمده باشد باز هم از مفاد حدیث هیچ آگاهی ندارد.

 

نتیجه: ما قایل به تفکیک عقل از نقل نیستیم بلکه قایل به تفکیک فلسفه از نقل هستیم.

 

در نوشتار بعدی به مطالب دیگر ثقلین که ان شاء الله ایشان را به اسم آقای ... خواهیم شناخت خواهیم پرداخت.



[1]  نقل این خاطره خالی از لطف نیست: در دانشگاه فردوسی مشهد مقدس مناظره‌ای بین دکتر جوارشکیان (از اساتید دانشگاه فردوسی) و شخصی برگزار شده بود و ضمن بحث به اینجا رسیدیم که دکتر جوارشکیان همین حرف شما را بیان کردند و بنده به عنوان اشکال این را طرح کردم که لازمه سخن شما نفی مطلق علم دینی و پذیرش سخن دکتر سروش است که هیچ علم دینی نداریم و تنها علم بشری داریم و دین بی دین. ایشان حدود پنج دقیقه سکوت کرده و تفکر کردند و چون مجری سکوت معنادار ایشان را دید رشته سخن را به دست گرفته و بحث را به وادی دیگری برد.


:: امتیاز: نتیجه : 6 امتیاز توسط 6 نفر مجموع امتیاز : 23

:: بازدید : 295
:: ارسال شده در: تفکیک ,
:: مطالب مرتبط: میرزا مهدی اصفهانی و تفکیک , جریان تفکیک یا مکتب تفکیک!؟ , تتمه تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ , تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ , مناظره یا پز مناظره!؟ ,
:: برچسب‌ها: تفکیک , عقل , فلسفه , مکتب تفکیک ,
نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [پنجشنبه 28 شهريور 1392 ] [ 11:18]
تاریخ
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی
عارف و صوفی چه می گویند؟ تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش دوم بحث علمی تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1392
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش اول حواشی تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
وحدت وجود در نگاه آقای امینی!؟ تاریخ : سه شنبه 09 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 5 تاریخ : دوشنبه 08 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 4 تاریخ : یکشنبه 07 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 3 تاریخ : شنبه 06 مهر 1392
‏وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 2 تاریخ : پنجشنبه 04 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 1 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 0 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
میرزا مهدی اصفهانی و تفکیک تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392
تفکیک عقل از نقل یا تفکیک فلسفه از نقل!؟ تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1392
جریان تفکیک یا مکتب تفکیک!؟ تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392
میلاد امام رضا(ع) مبارک تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392
تتمه تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 1– مقدمه تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1392
مناظره یا مشاجره!؟ تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1392
اطلاعیه تاریخ : سه شنبه 05 شهریور 1392
پاسخ به شروط آقای امینی برای مناظره تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392
اعلام مناظره چرا مخفیانه!؟ تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
اعلام مناظره وبلاگ amini142.parsiblog.com تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
مناظره یا پز مناظره!؟ تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392
خطاهای ذهنی نوشتار -معنای سنخیت در فلسفه-آقای وکیلی تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-آقای وکیلی)-بخش چهارم و پایانی تاریخ : پنجشنبه 03 اسفند 1391
حذف نظرات نوشتارهای آقای وکیلی تاریخ : چهارشنبه 02 اسفند 1391
خطاهای ذهنی استاد فیاضی تاریخ : سه شنبه 01 اسفند 1391
خلاصه ای از (تعارض قاعده ضرورت علی با اختیار) تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
هشدار به سایت فارس نیوز و مشرق نیوز تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار(تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش سوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
تذکری کوتاه به آقای رمضانی تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش دوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطای ذهنی (ریشه‌های مکتب تفکیک از زبان غرویان) و کتاب (جدال با مدعی) آقای غفاری تاریخ : پنجشنبه 12 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند- تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی) - بخش اول تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1391
تفکیک اندیشه از نوشتار تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
تفکیک مطالب علمی از حاشیه‌ها تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
نقدی بر وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : چهارشنبه 04 بهمن 1391
سخنی با مخالفان فلسفه و عرفان تاریخ : یکشنبه 01 بهمن 1391
آیا شناخت خداوند ملازم با سنخیت است؟ تاریخ : یکشنبه 24 دی 1391
تذکراتی کوتاه درباره هدف وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : شنبه 23 دی 1391
معانی محال تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391
انواع نقد تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
سراب فلسفه تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
تشبیه خداوند در اصالت وجود تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
خطای ذهنی اشتراک لفظی عرفان تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
مجبور به مجبوریت انسان در فلسفه و عرفان تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391
فرق بین فلاسفه و گزاره های فلسفی تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391
مخالفت گزاره های فلسفی با متون دینی تاریخ : شنبه 16 دی 1391
خلط بین یقین منطقی و یقین روانی تاریخ : جمعه 15 دی 1391
نقد مغرضانه تاریخ : چهارشنبه 13 دی 1391
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 55
کل نظرات کل نظرات : 1
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 3

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید کلی بازدید کلی : 31,964

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.225.17.239
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir