close
تبلیغات در اینترنت
جریان تفکیک یا مکتب تفکیک!؟

تذکر خطاهای ذهنی فلسفه و عرفان به روش عقل، تفکیک و مناظره

جریان تفکیک یا مکتب تفکیک!؟ تذکراتی بر نوشتار "خطاهای ذهنی تفکیکیان1" نوشتار "خطاهای ذهنی تفکیکیان1" توسط وبلاگ borhannews.blogfa.com با نام مستعار ثقلین منتشر شده است؛ نوشتار حاضر در راستای اصلاح اندیشه‌ها تذکراتی را ارایه خواهد کرد کسانی که می‌خواهند بحث را دنبال کنند اول آن نوشتار را مطالعه کرده و بعد در تذکرات لازم دقت کامل بنمایند تا با آگاهی کامل داوری نمایند. اول چند توصیه اصلاحی: 1-بهتر نیست به جای اسم مستعار از اسم واقعی استفاده شود تا احساس مسوولیت در قبال کلمات و جملات به حد کمال برسد؟…

banner
جستجوگر پیشرفته



جریان تفکیک یا مکتب تفکیک!؟

تذکراتی بر نوشتار "خطاهای ذهنی تفکیکیان1"


نوشتار "خطاهای ذهنی تفکیکیان1" توسط وبلاگ borhannews.blogfa.com با نام مستعار ثقلین منتشر شده است؛ نوشتار حاضر در راستای اصلاح اندیشه‌ها تذکراتی را ارایه خواهد کرد کسانی که می‌خواهند بحث را دنبال کنند اول آن نوشتار را مطالعه کرده و بعد در تذکرات لازم دقت کامل بنمایند تا با آگاهی کامل داوری نمایند.


اول چند توصیه اصلاحی:

1-بهتر نیست به جای اسم مستعار از اسم واقعی استفاده شود تا احساس مسوولیت در قبال کلمات و جملات به حد کمال برسد؟ به نظر ما این کار باعث می‌شود گوینده در قبال سخنان خود دقتی بیشتر از پیش داشته باشد و هر سخنی را به زبان جاری نکند؛ ولی در استتار و ناشناخته بودن عامل بازدارندگی وجود ندارد.

2-بهتر نیست در یک بحث کاملا علمی دقت بیشتری در نوشتن و تایپ کلمات بشود تا خواننده در فهم مطالب دچار مشکل نشود؟ یک لغت می‌تواند معنای کل جمله را تغییر دهد.

3-بهتر نبود بحث‌های اصلی و محوری مثل وحدت وجود که قابل سنجش با برهان هستند مرکز بحث قرار می‌گرفت و مباحثی مثل تفکیک که قابل سنجش با برهان نیستند و فقط با تعریف و تعارف سر و کار دارند به عنوان انحراف از مسایل اصلی طرح نمی‌شد؟ چه فرقی می‌کرد که اشکالات وحدت وجود را یک تفکیکی مطرح بکند یا یک ...؟ شما حتی اگر کل تفکیک را زیر سوال ببرید و کسی را یارای جوابگویی نباشد باز هم مشکل وحدت وجود حل نخواهد شد و تنها و تنها توانسته‌اید اذهان را از بحث اصلی منحرف کنید؛ و البته ما (چه به عنوان تفکیکی و چه غیر تفکیکی) بحث وحدت وجود را محور قرار خواهیم داد؛ و این بحث فعلی را فقط برای شفاف سازی وارد شده‌ایم.

4-کلماتی که ثقلین به کار می‌برد همان کلمات آقای وکیلی است و در واقع کپی پیست است ما در تعجبیم چرا آقای وکیلی خود وارد مناظره نمی‌شود!؟ توجه شود آقای وکیلی با تفکیکیان مشکل دارد و به هر طریق ممکن سعی دارد این گروه را تخریب کند و برای این کار به کلماتی مبادرت می‌کند مثل:

"تفکیک مکتب نیست بلکه جریان است"

" تفکیک یک جریان عملی است"

"حجه الاسلام سیدان" و ...

توجه: این کلمات نشانه عکس العمل شتابزده، نادرست و غیر علمی در قبال تفکیکیان است. اگر کسی بگوید حجه الاسلام حسن زاده آملی یا حجه الاسلام طهرانی یا حجه الاسلام جوادی آملی آیا نشانه ضعف نیست؟ آیا عقلا نمی‌گویند اگر زور علمی‌اتان به طرف مقابل نمی‌رسد چرا اسمش را چوب می‌زنید؟

آیا شما فکر کرده‌اید اگر تفکیک را جریان بنامید مشکل شما حل خواهد شد!؟ آیا کسی نخواهد پرسید بالاخره حرف این جریان چیست!؟ آنوقت مجبور خواهید شد بگویید تفکیکی می‌گوید تفکرات بشری مثل فلسفه و عرفان را از معارف وحیانی جدا کنید (تفکیک کنید). و این آغازی برای بحث واقعی خواهد بود چه اسم این گروه جریان باشد و چه مکتب باشد و چه ... .

5-تجهیل ابزاری در دست ناتوانان است تا خود را از بحث علمی بدور نگه دارند و خود را عالم نشان دهند. ولی گاهی واقعا کسی ادعای بحث و مباحثه و مناظره می‌کند که شرایط اولیه لازم برای ورود به بحث را ندارد در این هنگام وظیفه این است که در عین تذکر این نکته، راهنمایی‌های لازم هم انجام گیرد و در واقع با ورود مختصری به بحث نشان داده می‌شود که مطالب بیشتری لازم است فراگرفته شود؛ پس معیار شناخت تجهیل و غیر تجهیل این است که آیا مدعی از بحث فرار می‌کند یا فقط سطح مطالب را پایین می‌آورد؟ ما سعی کردیم راه دوم را طی کنیم.

نتیجه: ما تکلیف را مشخصا بیان می‌کنیم:

الف) نقد و اظهار نظر در هر علمی مستلزم داشتن اطلاع (و نه احاطه) بر آن است. فهم درست از موضوع و داشتن شانیت علمی لازم برای ورود در بحث لازم است ولی چنین نیست که باید به تمام مطالب مربوط به آن تسلط و احاطه داشته باشد.

لازم است ذکر شود آقای میلانی شانیت ورود به بحث وحدت وجود را دارد ولی دو ضعف عمده دارد اولا بیان دقیقی در مسایل ندارد (ضعف در بیان) مثلا تمام تقریرهای وحدت وجود را تصور واحدی معرفی می‌کند ولی بهتر بود مثلا بگوید لازمه واحدی برای تمام تقاریر مورد دفاع وحدت وجود اطلاقی وجود دارد که آن‌ها را غیر قابل پذیرش می‌کند (کاری که بعد از ورود دقیق‌تر به مباحث انجام می‌دهد) ثانیا برخورد احساسی دارد تا برخورد منطقی بدون هیجان (چیزی که خودش هم معترف به آن است ولی اصلاح نمی‌کند).

ب)ما تجهیل را کار نادرستی می‌دانیم ولی راهنمایی کسی که اطلاع کمی در مورد موضوع بحث دارد را تذکر می‌دانیم نه تجهیل.

تبصره: برداشت اولیه ما در مورد ثقلین این بود که کپی پیست می‌کند ولی با ورود معقولانه و استقلالی ایشان به بحث، نظر ما هم تغییر خواهد کرد؛ لذا انتظار داریم هر جا مطالبی که به تبعیت از آقای وکیلی بیان می‌کردند را نادرست یافتند اعلام کنند.

6-ثقلین می‌نویسد:

"اکثر پاسخ ها بر اساس کتاب شریف منزلت عقل در هندسه معرفت دینی تالیف شیخنا الاستاذ علامه عبدالله جوادی آملی(حفظه الله) می باشد.کاش برادر گرامی ما کتب مخالفین را نیز بخوانند."

ثقلین جان بنده این کتاب را حداقل دو بار مطالعه کرده‌ام و غیر از آن، مراجعات متعددی هم داشته‌ام. این کتاب همانند اکثر کتاب‌های نویسنده، در عین دقت‌های بسیار بالای آن، حاوی خطاهایی است که شایسته بود به خود ایشان تذکر داده شود ولی افسوس از دسترسی مستقیم به ایشان. البته به مناسبت بحث، مطالبی را عرض خواهیم کرد.

7-ثقلین حداقل چهار بحث را طرح کرده است. ما به تک تک آن‌ها فقط در حد ضرورت خواهیم پرداخت:

الف) آنچه مورد بحث ماست مکتب یا عدم مکتب بودن آن {=تفکیک} است.

ب) آیا امکان آمیختن حقائق آسمانی با علوم بشری وجود دارد؟(تفکیک چه از چه؟)

ج) مکتب تفکیک=مکتب فقهای امامیه=مکتب اهل بیت(ع)؟!

د) میرزا مهدی اصفهانی و استدلال و برهان.


اما تذکرات علمی:

8-برای این که بدانیم تفکیک، مکتب است یا نه اول باید بدانیم معنای تفکیک چیست.

با مراجعه به متون مبدعان تفکیک مثل آقایان فلاطوری و حکیمی می‌بینیم که از التقاط و امتزاج افکار بشری مثل فلسفه و عرفان وحدت وجودی با متون دینی گله دارند (اگر نیاز به شاهد مثال بود بیان کنید تا ذکر شود). و این دو بزرگوار راه حل مناسبی برای این مشکل ارایه داده‌اند به نام عدم امتزاج و عدم التقاط این افکار با متون دینی. عدم امتزاج، جدا کردن یا تفکیک چند کلمه‌اند با یک معنای واحد.

توجه: در این مرحله معلوم می‌شود که تفکیک یک روش است و روش کاملا علمی هم هست. همانگونه که هر علمی روش خاص خود را دارد و با روش‌های علوم دیگر سازگاری ندارد روش فهم متون دینی هم روش خاص خود را دارد و با هر روشی نمی‌توان به سراغ فهم متون دینی رفت.

ثقلین جان ما چند بار تکرار کرده‌ایم پس دقت کن تفکیک یک روش است.

سوال: از نظر ثقلین آیا این روش، روشی نادرست است؟جوابی که ثقلین می‌دهد این است:

"هیچ دلیلی بر تفکیک این دو از هم نیست و منزلت یکی بر دیگری تقدم ندارد"

سوال: ثقلین جان مراد شما از کلمه "این دو" چیست؟

ثقلین جواب داده است که:

"عقل در کنار نقل حجت است"

اشکال: ثقلین جان ما گفتیم افکار بشری مثل فلسفه؛ نگفتیم عقل.

ظاهرا شما هنوز نوشتار "چرا مخالفان فلسفه و عرفان، نافی تعقل جا زده می شوند!!؟" را مطالعه نکرده‌اید. ما در آن‌جا تذکر داده‌ایم که فلسفه با تعقل و عقل اختلاف دارد و... ؛ و نفی فلسفه هرگز به معنای نفی تعقل نیست.

ما با فلسفه حاضر که حاصل افکار فلاسفه است مخالفیم نه عقل و تعقل؛ پس اگر این نکته اصلاح شود باید تقابل فلسفه و نقل مورد نظر باشد نه تقابل عقل و نقل. به ذهن شما چون باورانده‌اند که فلسفه=تعقل و تعقل=فلسفه، پس هر جا یکی را می‌بینید معنای دیگر هم تداعی می‌کند. ما در صدد هستیم این تساوی غلط را اصلاح کنیم و هر کلمه را فقط در جای خود به کار ببریم.

9- حال از مبدعان روش تفکیک سوال می‌کنیم چرا اسم این روش را مکتب تفکیک گذاشته‌اید نه روش تفکیک؟

برای جواب به سوال، معنای مکتب باید روشن باشد. مکتب معانی متفاوتی دارد که مجال طرح آن‌ها نیست وقتی مراجعه مختصر به استعمال و موارد کاربرد کلمه مکتب داشته باشیم می‌یابیم که یکی از معانی مکتب همان روش است مثل: مکاتب تفسیری؛ مکاتب تفسیری شامل مکتب روایی مکتب عقلی مکتب ادبی و... .

در این مکاتب ممکن است دو شخص کاملا متضاد فقط در روش تفسیری خود با هم مشترک باشند. در این معنای از مکتب ولو تضاد عمیق هم بین اشخاص برقرار باشد ولی چون روش واحدی دارند در آن روش و مکتب مشترک خواهند بود.

مکتب تشیع هم یکی دیگر از موارد استعمال کلمه مکتب است در مکتب تشیع همه نوع تضاد آشکار و پنهان موج می‌زند ولی همه ذیل لوای تبعیت از مولی جمع شده‌اند.

10-در این میان شخصی مثل آقای وکیلی (و به تبعیت آقای ثقلین) پیدا می‌شود و می‌گوید ما مرادمان از مکتب این است:

"از منظر ما مکتب شاخصه هایی را داراست که اگر یک جریان فکری ... فاقد آن شاخصه ها باشد ، اطلاق مکتب بر آن اشتباه است. ما حداقل سه شاخصه را ملاک می دانیم:1-روش شناسی مشخص 2-مبادی و مبانی مشخص 3-نتایج مشخص."

توجه: اولا تعریف شما برای ما ملاک نیست (صرف نظر از اشکالاتی که این تعریف دارد) ثانیا اگر مراد مبدعان تفکیک هم همین معنا باشد باز هم مشکلی پیش نخواهد آمد ما به همین معنا هم مکتب تفکیک را مکتب می‌دانیم؛ زیرا روش مشخص، مبادی و مبانی مشخص و نتایج مشخص، همه در مکتب تفکیک جمع است.

فقهای امامیه به معنای عام آن (نه خاص مثل سید مرتضی و...) یا مکتب تشیع آیا روش، مبادی، مبانی و نتایج مشخص ندارند؟ آیا این مطلب آشکار نیازی به پرسش دارد تا ما مجبور به جواب شویم؟

11-ثقلین می‌نویسد:

"تفکیکیان از جهت سلبی اشتراک و وحدت دارند لکن صرف اشتراک از لحاظ سلبی دلیلی بر مکتب تلقی کردن آن نمی شود ... تمام ادیان ابراهیمی در باطل بودن شرک اشتراک نظر دارند اما آیا این دلیلی بر یک مکتب دانستن تمام آنها می شود؟!"

سوال: آیا ما برای مکتب دانستن تفکیک استدلال کرده‌ایم که چون این گروه از جهت سلبی اشتراک و وحدت دارند پس مکتب هستند!؟

ما چنین استدلالی نکرده‌ایم؛ ما گفتیم این گروه روش واحدی در فهم متون دینی دارند که جدا سازی مطالب فلسفی از متون دینی است و این خود مکتب ساز است همانند هر روش دیگری مثل روش روایی، روش عقلی و... ، که مکتب روایی و مکتب عقلی و ... خوانده می‌شوند. گروه تفکیکیان فقط عوامل صحیح موثر در فهم متون دینی که علمای امامیه به کار می‌بردند را در فهم متون دینی به کار می‌برند و البته به خاطر جو نادرست ایجاد شده توسط فلاسفه و عرفا بر این نکته هم اصرار می‌کنند که مطالب فلسفی (نه تعقل) را در فهم متون دینی به کار نبرید وگرنه نظر خود را بر نقل تحمیل خواهید کرد (تحمیل نظر صدرا و ابن عربی مشهورتر از آن است که نیاز به تذکر داشته باشد).

12-اگر مراد ثقلین از مبانی و نتایج مشخص این است که همه افراد یک مکتب فقط حرف واحدی را بیان کنند لازمه این حرف آن است که هیچ مکتبی در عالم نداشته باشیم زیرا هر فردی با هر فرد دیگر لااقل در بخشی از مطالب اختلاف نظر دارد ولو در اکثریت مطالب مشترک باشند؛ و این یعنی نفی معنای مکتب.

13-آیا استاد سیدان و آقایان حکیمی و میرزا و ... در روش فهم متون دینی با هم اشتراک ندارند؟ آیا این گروه همانند علمای امامیه فقط مقدمات اصلی فهم متون را تاکید نمی‌کنند؟ توجه شود تفکیک در مقابل اختلاط معنا می‌شود هر کسی اختلاط مطالب فلسفی با دین را نفی کند تفکیکی است در واقع سلب، وجه ممیز است برای تمایز کسانی که نیازمندی فهم متون دینی به مطالب فلسفی را موجب انحراف می‌دانند از کسانی که مطالب فلسفی را نه تنها موثر و بلکه واجب می‌دانند. در نتیجه وجه مشترک اصلی تفکیکیان اکتفاء به قواعد اصلی فهم متون دینی بدور از نیاز به مطالب فلسفی است.

توجه ویژه: همانطور که بسیار تاکید شده است مطالب فلسفی از نظر این گروه مطالب عقلی نیستند لذا خلط بین فلسفه و عقل نشود.

14-علمای امامیه به معنای عام آن و تفکیکیان وجه اشتراکی دارند که علمای فلسفی آن را ندارند علمای فلسفی مطالب فلسفی خود را در فهم متون دینی موثر و بلکه واجب می‌دانند ولی فقهای امامیه از خلط قواعد فلسفی در فهم متون دینی اجتناب می‌کنند. علمای فلسفی متون دینی را بر وفق قواعد فلسفی خود معنا می‌کنند و در واقع حرف دهان وحی می‌گذارند و وحی را بر قاعده فلسفی خود تطبیق می‌کنند و قاعده فلسفی را اصل و متون وحیانی را فرع قرار می‌دهند ولی فقهای امامیه این تطبیق و خلط را برنمی‌تابند.

اگر شاهد نیاز دارید برای نمونه آیه (و تری الجبال تحسبها جامده و هی تمر مر السحاب) را در اسفار سرچ کنید تا ببینید صدرا چگونه حرکت جوهری را در دهان وحی القاء می‌کند. آیا چنین کاری را هیچ فقیه امامی برمی‌تابد؟

15-شاید نکته‌ای که ثقلین می‌خواهند اشاره کنند این است که به صرف نفی فلسفه نمی‌توان مکتب ایجاد کرد. اگر مرادشان این باشد ما هم قبول داریم ولی حرف ما این نیست که:

"چون فقط در نفی اشتراک هست پس مکتب ایجاد می‌شود"

بلکه پیش فرض بدیهی که بی‌نیاز از تذکر بود این است که همه قبول دارند که برای فهم متون دینی مقدماتی لازم است این پیش فرض همه است ولی فرقی بین ما و مثلا آقای وکیلی وجود دارد که آن‌ها بدون مسایل فلسفی، فهم بسیاری از دین را غیر ممکن می‌دانند ولی ما این کار را تحمیل نظر به دین می‌دانیم و موجب غلط فهمی دین می‌دانیم و ... . در نتیجه سلب تحت زمینه ایجاب معنا می‌شود و سلب نشان از تمایز بین دو روش است که قبلا در بخشی اشتراک داشته‌اند. کسانی که در این زمینه کار کرده‌اند این مطالب برایشان در حد واضحات بی‌نیاز از تذکر است و همانند وقتی است که کسی چای می‌خواهد ولی اسمی از قند نمی‌آورد ولی شنونده قند را هم همراه می‌آورد.

توجه شود سلب همانند فصل منطقی عمل می‌کند تا موجب تمایز جنس‌ها گردد. همانطور که فصل، وجه ممیز و جنس، وجه اشتراک را نشان می‌دهد سلب هم وجه ممیز است تا تفکیکی را از التقاطی و امتزاجی جدا کند و این جدایی فرع بر قبول اشتراک بین این دو است که از بدیهیات غیر لازم برای ذکر است.

تا این‌جا نشان دادیم که تفکیک به هر یک از معانی مکتب، مکتب است حال آقای وکیلی از این امر خوشنود نباشد و اصرار بر عدم مکتب بودن تفکیک داشته باشد برای کسی مهم نخواهد بود. ما تفکیک را به هر دو معنای مکتب، مکتب می‌دانیم زیرا هر دو معنای مکتب بر تفکیک صادق است و این بهترین دلیل بر اثبات است. از طرف دیگر تفکیک چه یک مکتب باشد و چه نباشد تفکیک است؛ تفکیک موجب اصلاح اندیشه است ولو مکتب نباشد.


مکتب تفکیک=مکتب فقهای امامیه=مکتب اهل بیت(ع)؟!

ثقلین می‌نویسد:

"خطای ذهنی دیگری که رخ داده است آن است که شما به اصطلاح مکتب خود را مساوق مکتب فقها و آن را نیز مساوق مکتب اهل بیت(ع) دانستید! ... باید مشخص شود مکتب فقها مقصود کدام فقها می باشد ... مقصود شما از فقیه به چه معناست؟تنها کسی که فقه و اصول درس می دهد؟ ..."

تذکر: ما مکتب تفکیک و مکتب فقهاء امامیه را از مصادیق مکتب اهل بیت می‌دانیم (نه مساوق و نه حتی مساوی).

مراد ما از فقهاء، تمام فقهای امامیه هستند که در عین اختلاف شدید با یکدیگر وجه مشترکی دارند به نام تمسک به قرآن و روایات برای استخراج کلام وحی (نه تحمیل نظر) چه در زمینه اخلاق و چه احکام و چه عقاید؛ این فقهاء هرگز عقاید دینی خود را از فلاسفه نمی‌گرفتند و متاخرین از فقهاء اگر در بحث فلسفی هم شرکت می‌کردند هرگز آن بحث را نظر دین معرفی نمی‌کردند تا این اواخر که فلاسفه و عرفا تمایز علوم را نادیده گرفته و فکر کردند که با خواندن برخی از متون کلامی و فقهی و روایی فقیه هم شده‌اند و خود را هم فقیه و هم فیلسوف نامیدند در حالی که کلام و فلسفه هرگز قابلیت جمع شدن ندارند کلام متاثر از متون دینی و مقید به آن ولی فلسفه رها و آزاد از متون دینی است و اجتماع این دو محال است. کسانی که به روش کلامی مطالب و نظر دین را فهمیده باشند هرگز تن به برخی گزاره‌های فلسفی و عرفانی نخواهند داد زیرا تعارض واضح‌تر از آن است که قابل پنهان کردن باشد. کسانی که با هر دو حوزه فلسفه و کلام آشنا هستند به راحتی می‌توانند تشخیص دهند کسانی که ادعای فقاهت دارند و در عین حال فلسفه رایج و دین را هم راستا می‌دانند چقدر از فقاهت بدور هستند و فقط و فقط اسم بدون مسمی بر خود تبلیغ کرده‌اند و ... .

توجه شود همانطور که گذشت مراد از فقاهت معنای اعم آن است نه فقاهت به معنای فقه اصطلاحی.

تذکر: ما برخی تعارضات بین فلسفه و دین را در وبلاگ خود تذکر داده‌ و خواهیم داد ان شاء الله. اگر کسی مخالف ما فکر می‌کند لطف کند و این تعارضات را جواب دهد چرا به جای جواب از این اشکالات به بحث‌های حاشیه‌ای رو آورده می‌شود!؟ آیا دلیلی جز پذیرش اصل اشکال و سعی در انحراف بحث دارد!؟ چرا تعارض قاعده ضرورت علی با اختیار که اساس دین است جواب داده نمی‌شود!؟ چرا تشبیه در اصالت وجود در عین انکار تشبیه از سوی دین جواب داده نمی‌شود!؟ از انتظار چشمانمان سفید شد. آیا با انحراف بحث به جایی خواهید رسید؟


تلخیص (برای بی‌حوصله‌ها):

روش استخراج معارف سه‌گانه (احکام، اخلاق، عقاید) فقهای امامیه از دو منبع کتاب و سنت (=مکتب تشیع) (ایجابی)، منهای روش تحمیل نظر فلسفه (نه عقل) و عرفان (نه معرفت رب) بر کتاب و سنت (سلبی) === تفکیکی

خلاصه‌تر: تفکیکی = مکنب تشیع (ایجاب) منهای امتزاج و تحمیل نظر (سلب)

تذکر ویژه (اما تکراری): محتوای تفکیک همان محتوای مکتب تشیع است ولی چون برخی ضمن تغییر روش از راه فقهای امامیه، این مکتب را تصاحب کرده و خود را هم مکتب تشیع می‌دانند اصطلاح جدید (اما با محتوی قدیم) تفکیک جعل شده است تا تمایز بین این دو گروه مشخص گردد؛ و سبک قدیم فقهای امامیه از سبک جدید علمای فلسفی متمایز شود.


در نوشتار بعدی به مطالب دیگر ثقلین که ان شاء الله ایشان را به اسم آقای ... خواهیم شناخت خواهیم پرداخت.


:: امتیاز: نتیجه : 7 امتیاز توسط 7 نفر مجموع امتیاز : 17

:: بازدید : 358
:: ارسال شده در: تفکیک ,
:: مطالب مرتبط: میرزا مهدی اصفهانی و تفکیک , تفکیک عقل از نقل یا تفکیک فلسفه از نقل!؟ , تتمه تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ , تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ , مناظره یا پز مناظره!؟ ,
:: برچسب‌ها: مکتب تفکیک , فلسفه , عرفان , عقل ,
نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [چهارشنبه 27 شهريور 1392 ] [ 11:19]
تاریخ
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی
عارف و صوفی چه می گویند؟ تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش دوم بحث علمی تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1392
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش اول حواشی تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
وحدت وجود در نگاه آقای امینی!؟ تاریخ : سه شنبه 09 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 5 تاریخ : دوشنبه 08 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 4 تاریخ : یکشنبه 07 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 3 تاریخ : شنبه 06 مهر 1392
‏وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 2 تاریخ : پنجشنبه 04 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 1 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 0 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
میرزا مهدی اصفهانی و تفکیک تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392
تفکیک عقل از نقل یا تفکیک فلسفه از نقل!؟ تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1392
جریان تفکیک یا مکتب تفکیک!؟ تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392
میلاد امام رضا(ع) مبارک تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392
تتمه تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 1– مقدمه تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1392
مناظره یا مشاجره!؟ تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1392
اطلاعیه تاریخ : سه شنبه 05 شهریور 1392
پاسخ به شروط آقای امینی برای مناظره تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392
اعلام مناظره چرا مخفیانه!؟ تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
اعلام مناظره وبلاگ amini142.parsiblog.com تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
مناظره یا پز مناظره!؟ تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392
خطاهای ذهنی نوشتار -معنای سنخیت در فلسفه-آقای وکیلی تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-آقای وکیلی)-بخش چهارم و پایانی تاریخ : پنجشنبه 03 اسفند 1391
حذف نظرات نوشتارهای آقای وکیلی تاریخ : چهارشنبه 02 اسفند 1391
خطاهای ذهنی استاد فیاضی تاریخ : سه شنبه 01 اسفند 1391
خلاصه ای از (تعارض قاعده ضرورت علی با اختیار) تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
هشدار به سایت فارس نیوز و مشرق نیوز تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار(تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش سوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
تذکری کوتاه به آقای رمضانی تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش دوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطای ذهنی (ریشه‌های مکتب تفکیک از زبان غرویان) و کتاب (جدال با مدعی) آقای غفاری تاریخ : پنجشنبه 12 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند- تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی) - بخش اول تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1391
تفکیک اندیشه از نوشتار تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
تفکیک مطالب علمی از حاشیه‌ها تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
نقدی بر وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : چهارشنبه 04 بهمن 1391
سخنی با مخالفان فلسفه و عرفان تاریخ : یکشنبه 01 بهمن 1391
آیا شناخت خداوند ملازم با سنخیت است؟ تاریخ : یکشنبه 24 دی 1391
تذکراتی کوتاه درباره هدف وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : شنبه 23 دی 1391
معانی محال تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391
انواع نقد تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
سراب فلسفه تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
تشبیه خداوند در اصالت وجود تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
خطای ذهنی اشتراک لفظی عرفان تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
مجبور به مجبوریت انسان در فلسفه و عرفان تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391
فرق بین فلاسفه و گزاره های فلسفی تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391
مخالفت گزاره های فلسفی با متون دینی تاریخ : شنبه 16 دی 1391
خلط بین یقین منطقی و یقین روانی تاریخ : جمعه 15 دی 1391
نقد مغرضانه تاریخ : چهارشنبه 13 دی 1391
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 55
کل نظرات کل نظرات : 1
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 3

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید کلی بازدید کلی : 33,003

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.227.31.145
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir