close
تبلیغات در اینترنت
خطاهای ذهنی استاد فیاضی

تذکر خطاهای ذهنی فلسفه و عرفان به روش عقل، تفکیک و مناظره

 خطاهای ذهنی استاد فیاضی   چندی پیش نوشتار "از شاگردی بنایی تا استادی فلسفه" در آدرس www.rasanews.ir/NSite/FullStory/?Id=150591  به نقل از ماهنامه فرهنگی و اجتماعی حاشیه به آدرس www.hashye.net انتشار یافت. استاد فیاضی در عین حالی که دقت‌های خوب عقلی در مباحث دارند و در برخی جاها به درستی از افکار…

banner
جستجوگر پیشرفته



 خطاهای ذهنی استاد فیاضی

 

چندی پیش نوشتار "از شاگردی بنایی تا استادی فلسفه" در آدرس www.rasanews.ir/NSite/FullStory/?Id=150591  به نقل از ماهنامه فرهنگی و اجتماعی حاشیه به آدرس www.hashye.net انتشار یافت. استاد فیاضی در عین حالی که دقت‌های خوب عقلی در مباحث دارند و در برخی جاها به درستی از افکار فلاسفه دوری می‌کنند و گرایش کلامی پیدا می‌کنند ولی این مصاحبه ایشان نشان از یک خطای ذهنی بسیار بزرگ و شایع بین فلاسفه دارد که امیدواریم با تذکر این خطا ایشان هم متذکر شده و کلام و گفتار خود را اصلاح نماید.

 

خطاهای ذهنی:

به این متن استاد فیاضی دقت شود:

"... دسته دو کسانی هستند که بر اساس انگیزه‌های الهی و غیرت دینی این کار را انجام می‌دهند؛ چون می‌بینند که طبق همان چیزی که دسته اول القا می‌کنند، یا یک عده جاهل مثل خودشان یک چیزه‌هایی را از کسانی شنیده‌اند که خدای فلسفه با خدایی که قرآن می‌گوید، فرق دارد و معادی که فلسفه می‌گوید، با معاد قرآن فرق دارد با اینکه فلسفه قائل به جبر است و ... اینها به انگیزه‌های دینی این کار را می‌کنند ..."

سوال: آیا استاد فیاضی منکر این مطلب است که خدایی که فلسفه معرفی می‌کند با خدایی که دین معرفی می‌کند فرق دارد؟

آیا استاد فیاضی قبول ندارد که معادی که فلسفه می‌گوید، با معاد قرآن فرق دارد؟

آیا استاد فیاضی نمی‌پذیرد که فلسفه رایج با پذیرش  قاعده ضرورت علی و معلولی، مجبور است که انسان را مجبور بداند؟

توجه: ما بعید می‌دانیم که این مطالب واضح را استاد فیاضی نداند ولی چرا این حرف‌ها را به یک عده جاهل نسبت می‌دهد جای سوال است.

توجه: چون کار مومن را باید حمل بر صحت کرد لذا ما احتمال می‌دهیم که –اگر انتساب این مطالب به استاد فیاضی صحت داشته باشد- این حرف‌ها مربوط به مدت‌ها قبل باشد و مربوط به زمان شکوفایی ذهن کلامی ایشان نباشد. زیرا کسانی که آشنایی دقیق به مباحث کلامی و فلسفی داشته باشند هیچ شکی در این گزاره‌ها ندارند.

برای توجه دادن استاد فیاضی و دیگران لازم است بدانیم که خدای فلسفه خدای شخصی که دین معرفی می‌کند نیست بلکه خدای فلسفه خدایی مخلوق ذهن فلاسفه است خدایی که یک مفهوم کلی است و خدایی که اسیر قوانین و قواعد تجربی بشری است خدایی که شباهت بین آن و مخلوقاتش بین است و بدون این شباهت چه در صفات و چه در ذات نمی‌تواند خدا باشد ولی خدای دین خدایی نه مفهومی بلکه خدایی شخصی و خارجی است و هیچ شباهتی به مخلوقاتش ندارد.

آقای فیاضی؛ ما شعار نمی‌دهیم برای تذکر و یافتن این مطالب فقط کافی است مراجعه دقیق به متون دینی داشته باشید و ما برخی از این کارها را در این وبلاگ انجام داده‌ایم و شما می‌توانید با مراجعه به نوشتارها دلایل ما را ببینید.

برای نمونه بحث تشبیه و تنزیه خداوند و بحث تعارض ضرورت علی با اختیار را ببینید و با دقت بخوانید و هر کجا مطالب ما را نادرست دیدید دلایل خود ارایه دهید تا بررسی شود.

توجه: آقای فیاضی که در اینجا اشاره می‌کنیم همان استاد فیاضی که ما می‌شناسیم نیست زیرا استاد فیاضی کلامی همه این موارد را می‌داند –برخی متون و سی دی‌های درسی ایشان شاهد است-  آقای فیاضی که این سایت معرفی کرده است مراد ماست.

 

به متن دیگر آقای فیاضی دقت شود:

"...حرف من با افراد گروه دوم این است آقا! دین فقط احکام نیست؛ ... در احکام می‌گویند غیر متخصص به متخصص مراجعه و از او تقلید می‌کند، اما در عقاید هیچ کس تقلید را جایز نمی‌داند؛ پس حوزه باید اولا بتواند این عقاید را برای نیروهای خودش تبیین کند تا دچار شبهات و القائات دشمنان نشوند و حداقل خود طلبه باید مصون باشد. آیا ما به علمی که این مصونیت را تأمین کند، نیاز داریم یا نه؟ حالا شما چه علمی دارید که بتواند این نیاز را تأمین کند؟ ثانیا آیا شما با ملحد و کسی که خدا و پیامبر را قبول ندارد، زبانی غیر از زبان عقل دارید که با او صحبت کنید؟ آیا با غیر زبان عقل، می‌توان شبهه به اصل وجود خدا و نبوت را پاسخ داد؟ مگر خود عقل را خود امام هفتم نفرمودند که پیامبر باطن است؛ چرا ما باید عقل را کنار بگذاریم؟! مگر همین عقل نیست که ما را هدایت کرده که خدایی هست؟ مگر همین عقل نیست که پیامبر را به ما شناسانده است که این آقا به این دلیل پیامبر است. ما با چه وسیله‌ای می‌فهمیم که این شخص پیامبر است یا نه؟ اعجاز را با چه دستگاهی تشخیص می‌دهیم؟..."

آقای فیاضی؛ اصل دین اعتقادات است و اصل اعتقادات بر عقل و تعقل استوار است و هیچ کس منکر آن نیست ولی چرا شما این حرف‌ها را بیان می‌کنید جای سوال دارد. اگر شما اسم تفکیکیان را نمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آوردید ما کلام شما را حمل بر اخباریانی می‌کردیم که حرف شما در مورد آنها به گونه‌ای صادق است ولی وقتی نام تفکیکی آورده می‌شود باید بدانید که تفکیکی به صراحت تام و در جایگاه‌های بسیار متعدد در مقام دفاع از عقل و تعقل هجوم به فلسفه کرده است و داد زده است که:

"ای فلاسفه چرا قواعدی ترویج می‌کنید که مخالف عقل است"

آقای فیاضی؛ ما علمی داریم به نام علم کلام که تمام وظایف مورد انتظار شما را هم برآورده می‌کند و اگر علم کلام نتوانست وظیفه خود را انجام دهد چون فلسفه به طریق اولی نتوانسته است وظیفه اثبات خداوند و دفاع از دین را در مقابل ملحدان انجام دهد ما علم جدیدی به نام جدید ایجاد می‌کنیم ما هیچ نیازی به علمی نداریم که به جای اثبات خداوند واقعی مخلوقات ذهنی خود را به اسم خداوند معرفی می‌کند.

آقای فیاضی؛ شما هم همانند اکثریت مدافعان فلسفه و عرفان فکر کرده‌اید که فلسفه همان تعقل است؟ عجب اشتباه بزرگ و دامنگیری!

آقای فیاضی لطفا برای رفع خطای ذهنی خود به نوشتار "چرا مخالفان فلسفه و عرفان نافی تعقل جا زده می‌شوند" مراجعه کنید و بدانید که نفی فلسفه در هیچ حالتی ملازم با نفی تعقل نیست.

آقای فیاضی، تفکیک تاکید بر نادرستی گزاره‌های موجود فلسفی دارد و نه تنها با تعقل مشکلی ندارد بلکه حتی با تعریف زیبای فلسفه هم مشکلی ندارد اگر شما گزاره‌های فلسفی مخالف دین را از فلسفه موجود حذف کنید تفکیک با شما هم مشکلی ندارد هر چند مطالب نادرستی که به اسم برهان در فلسفه جا زده می‌شود برای راهنمایی فلاسفه نقد خواهند شد تا نادرستی و غیر برهانی بودن آنها به روش عقلی نشان داده شود ولی تفکیک برای پاکسازی تحمیل نظر به متون دینی پا به عرصه خود نمایی گذاشت و اگر کسی به متون دینی نظری را تحمیل نکند تفکیک رسالت اصلی خود را انجام داده است.

توجه: مدافعان فلسفه و عرفان توجه کنند تنها کافی است شما گزاره‌های فلسفی مخالف دین را از فلسفه و عرفان موجود حذف کنید یا لااقل با شهامت نادرستی این گزاره‌های فلسفی و عرفانی را علنا اعلام کنید تا ببینید چگونه اکثریت مخالفان فلسفه و عرفان بخصوص تفکیکیان خاموش خواهند نشست. بدانید که عدم شهامت شما در علنی کردن خطاهای ذهنی فلاسفه و عرفا و تحمیل نظر خود به دین بر اساس شعار تعقل موجب آزار دینداران شده است. بدانید آنچه به اسم تعقل تبلیغ می‌کنید تعقل با بار ارزشی مثبت نیست بلکه حاصل تفکراتی است که اکثریت آن هم ناشی از خطاهای ذهنی است که در عرف عموم مردم به آن توهم گفته می‌شود.

آقای فیاضی اگر در مورد تفکیک چیزی نمی‌دانید پس اظهار نظر هم نکنید. کلمات صریح بزرگان تفکیک خود گویای خود است و تحریف برخی معاندان با تفکیک شما را به اشتباه نیاندازد با مراجعه به متون اصلی و حتی پیش پا افتاده تفکیکیان علم خود را افزایش دهید و به شنیده‌ها اکتفا نکنید.

آقای فیاضی اگر شما در تعیین مصادیق عقل با تفکیکیان دعوا دارید دلیل نمی‌شود که آنها را منکر عقل معرفی کنید.

نکته: برخی با استناد به کلمات میرزا مهدی اصفهانی سعی کرده‌اند تفکیکیان را مخالف تعقل معرفی کنند. لازم است توجه شود میرزا هرگز مخالف عقل نبوده است و صراحت کلام ایشان مشخص است تنها در برخی موارد میرزا به گونه‌ای سخن گفته است که ناآشنایان با کلام میرزا دست آویزی برای خود پیدا کرده‌اند.

توجه: ما هرگز در مقام دفاع از شخص میرزا و بلکه هیچ شخصی نیستیم ولی چون اکثر مطالب ایشان را صحیح یافته‌ایم لذا از مطالب ایشان دفاع می‌کنیم.

توجه: کسانی که قراین کلام میرزا را نادید می‌گیرند حق اظهار نظر در مورد میرزا را ندارند کسانی که ادعا دارند که برای فهم کلمات فلاسفه حداقل 25 سال باید عمر هدر داد باید بدانند که برای فهم کلمات میرزا دو برابر آن وقت لازم است زیرا هم باید کلمات فلاسفه را بدانند و هم سبک و هم روش و هم معانی کلمات میرزا را که برگرفته از متون دینی است باید یاد بگیرند.-برخی تحریف معانی کلمات در نقد نوشتارهای آقای وکیلی تذکر داده شده است-.

توجه: میرزا در مقام مخالفت با فلاسفه به فلاسفه می‌گوید عقل کاره‌ای نیست و مرادش عقلی است که فلاسفه قبولش دارند و آنچه را فلاسفه قبول دارند همان تفکر است تفکری که به خیال فلاسفه مبتنی بر منطق ارسطویی از انحراف ذهن در امان مانده است. ولی وقتی به گزاره‌های فلسفی مروری کرده شود حتی در ادعای خود که همان تفکر است هم موفق نبوده‌اند تا چه رسد به عقل و تعقل واقعی.

توجه شود عقل معانی متفاوتی دارد و در این جا مراد میرزا از نفی عقل نفی تفکر به عنوان حجت شرعی واقع نما است. تفکر کاری پسندیده است ولی آیا تفکر مبتنی بر منطق ارسطویی هم در فهم متون دینی مورد رضایت خداوند است؟ قطعا چنین نیست؛ خطاهای ذهنی بسیار بزرگی مبتنی بر منطق ارسطویی از بزرگان فلاسفه سر زده است که به حول و قوه الهی در این وبلاگ بدان پرداخته خواهد شد. تفکر کاری خوب و مورد تشویق دین است ولی آیا تفکر حتما واقع نما است؟ آیا تفکری که دین بدان امر کرده است مبتنی بر منطق ارسطویی است؟ یا بلکه تفکر دینی تفکری مبتنی بر فطرت انسان‌ها است؟ همه این بحث‌ها به مرور خواهد آمد ان شاء الله.

توجه: هر جا میرزا خطایی کرده باشد ما با دلیل نظر ایشان را نقد خواهیم کرد و بدون دلیل تعصبی نسبت به کسی نداریم همانطور که حرف‌های خوب و صحیح فلاسفه را نادید نمی‌گیریم ولی چون بیشتر مطالب مهم فلاسفه را نادرست یافته‌ایم لذا برای اصلاح اندیشه‌ها دست به قلم برده‌ایم. امیدواریم دیگران هم در اصلاح اندیشه‌های ما تذکرات لازم را دریغ ننمایند.

توجه: تاختن به منطق ارسطویی دلیل بر رد کامل آن نیست بررسی منطق ارسطویی نیاز به نوشتاری مستقل دارد ولی ذکر این نکته لازم است که منطق ارسطویی فقط و فقط در جایگاه خود ارزش دارد نه بیشتر؛ ولی فلاسفه حد واندازه و محدوده اعمال قدرت آن را توجه نکرده و در همه جا بر اساس آن تاخته‌اند مثل آن مثل چشمی است که اکثریت علم انسان به خارج بر اساس چشم صورت می‌گیرد ولی آیا چشم قادر است در تمام اطلاعات انسان دخالت کند؟ آیا چشم حق دارد در مورد مسموعات و بوییدنی‌ها و لمسیات و... اظهار نظر کند؟ فلاسفه باید به خود آمده و حد و اندازه تفکر و منطق ارسطویی را باز شناسند تا خود را از چاه خطاهای ذهنی نجات دهند.

 

به متن دیگر آقای فیاضی دقت شود:

"... اعتبار عقل همان طوری که اصولیان ما در آغاز مباحث عقل گفتند، ذاتی است؛ حالا وقتی اعتبار یک چیز ذاتی است، آیا می‌توان آن را رها کرد؟ آیا می‌توانیم همانند آقایان تفکیکی بگوییم عقل را تا آنجایی بخواهیم که دست ما را در دست خدا و رسول بگذارد، وقتی گذاشت دیگر به عقل کاری نداریم! ما می‌گوییم مگر عقل چیزی است که دست شماست که به عقل بگویید من تا اینجا با شما همراهم و از اینجا به بعد همراه نیستم! عقل پیامبر است، عقل حجیت ذاتی دارد و هر جا چیزی بفهمد، حجت است؛ چطور تا کنون که چیزی می‌فهمید، حجت بود، ولی از این به بعد حجت نیست؟! مگر حجیت عقل به اعتبار کسی یا با قراری بوده است؟ ..."

آقای فیاضی؛ این که معنای ذاتی در کلام اصولیون چیست و این که این حرف تا چه حد حرف عقلانی است بماند تا در جای خود معنای درست آن را تذکر دهیم. آنچه در این جا لازم است بدانید این است که تفکیکی نمی‌گوید عقل را رها کن بلکه می‌گوید نقل را رها نکن بخصوص در جایی که خود عقل می‌گوید من دسترسی به موارد متعددی ندارم مثل نحوه زندگی پس از مرگ ونحوه حقیقت وجود خداوند که در تشبیه و تنزیه از آن بحث می‌شود و ...؛ در این موارد تفکیک می‌گوید با همان تعقل خود از نقل و متون دینی بهره ببر؛ و عقل خود را در جایی که توان عقل در آن کارآیی ندارد به کار نبر وگرنه تفکر در جایی که کم می‌آورد از توان توهم کمک گرفته و نتیجه‌ای توهمی را به اسم تعقل به تو خواهد داد.

توجه: توصیه به توجه فراوان به نقل موجب خطای ذهنی رها کردن عقل شده است.

آقای فیاضی؛ خود عقل می‌گوید من تا جایی همراه شما بودم ولی بعد از این نمی‌توانم شما را همراهی کنم و کسانی که به غرور علمی فکر کرده‌اند که عقل به همه چیز دسترسی دارد دچار خطاهای ذهنی شده‌اند و کار ما در این وبلاگ نشان دادن این خطاهای ذهنی متعدد ایشان است که به حول و قوه الهی به تک تک آن‌ها خواهیم رسید و البته برخی را تذکر داده‌ایم برای نمونه تعمیم بدون دلیل قواعد استخراج شده از مخلوقات به خداوند و ...؛ حتما مراجعه شود.

آقای فیاضی؛ توجه شود چنین نیست که هر آنچه عقل یعنی تفکر فهمید واقع نما باشد شما به خطای ذهنی اشتراک لفظی دچار شده‌اید حجت معانی متفاوتی دارد شما دارید از لفظ حجت واقع نمایی در فلسفه را اراده می‌کنید که کاری نادرست است. نه فهم و نه یقین روانی که یقین روانشناختی نام دارد هیچ کدام لزوما واقع نما نیستند همان خطای ذهنی بسیار بزرگی که اکثر فلاسفه و عرفا را مغلوب خود کرده است شما را هم مفتون کرده است.

 

به متن دیگر آقای فیاضی دقت شود:

"... گاهی شبهه می‌کنند که این عقل خطا می‌کند، عرض می‌کنیم که در کدام علم است که خطا نیست؟ مگر در تمام علوم، نظرات یکی است؟ ..."

توجه: ما نمی گوییم چون عقل خطا می‌کند پس عقل را کنار بگذار بلکه می‌گوییم چون تفکر خطا می‌کند اولا مواظبت شدید در تفکرات خود کنید تا همانند گذشتگان از فلاسفه و عرفا قواعد فلسفی غیر عقلانی به اسم عقل جا زده نشود ثانیا در جایی که احتمال خطای عقل –به معنای تفکر در لسان فلاسفه- خیلی بیشتر از احتمال خطای نقل باشد کدام عاقلی نقل را –به شرط صحت صدور و دلالت- رها کرده و به تفکر می‌چسبد که شما می‌چسبید؟ آیا تذکر این که احتمال قوی‌تر ارجح است به معنای نفی تعقل باید جا زده شود؟

 

به متن دیگر آقای فیاضی دقت شود:

"...اینکه شما یک رأی آن را نمی‌پسندید، به این دلیل که می‌گویید مخالف با آن آیه است، باید گفت که آرا در آن مسئله که به آن یک رأی منحصر نیست، شما آن یک رأی را قبول نکن؛ این معنایش این نیست که شما فلسفه را کنار بگذارید؛ مثل اینکه یک فقیه بگوید باید در فقه را بست، به خاطر اینکه آن فقیه یک فتوایی داده است که من نمی‌پذیرم..."

توجه: آقای فیاضی بین آراء مشهور و غیر مشهور و بلکه مطرود خلط کرده است در هر علمی آنچه شیوع دارد نمایانگر چهره عمومی آن علم است اگر در عموم مدارس کشور مسایل ناهنجار و ضد دینی تدریس شود آیا مخالفان مدرسه حق ندارند مدارس را تحریم کرده و اعتراض کنند؟ آیا موافق مدرسه می‌تواند بگوید تو اعتراض علیه مدرسه نکن و مدرسه را تحریم نکن بلکه مدرسه‌ای وفق مراد خودت بساز!؟

توجه: طبق ادعا مدارس فلسفه ما هم متون ضد دینی و حتی ضد عقل ترویج می‌کنند یعنی اکثر مطالب مهم فلسفی –نه تمام آن‌ها- و بلکه روش فلسفی موجود روشی نادرست است آیا دینداران که اکثریت مردم این کشور را تشکیل می‌دهند حق اعتراض ندارند؟ آیا شایسته است آگاهان از دینداران سکوت پیشه کنند؟

شما یا باید روش موجود -که برخلاف ادعای تعقل، مخالف عقل است- و مطالب فلسفی موجود در کتب آموزشی فلسفی را اصلاح کنید یا به کار خود ادامه دهید تا ناشایستگی مطالب فلسفی به تعریف زیبای فلسفه هم سرایت کرده که نام فلسفه را هم بدنام خواهد کرد همان‌طور که در برخی جاها این اتفاق افتاده است. برای تکمیل بحث به نوشتار "چرا مخالفان فلسفه و عرفان نافی تعقل جا زده می‌شوند" مراجعه کنید.

به امید اصلاح اندیشه‌ها ما هم در این کار با تذکر خطاهای ذهنی شما را یاری خواهیم کرد.

 

آقای فیاضی شما که چنین می‌گویید:

"... یک وقت آقایی که مخالف فلسفه بود و بیشتر کارهای قرآنی و حدیثی انجام می‌داد، به من گفت: شما با فلسفه چه فهمیدی که من با کتاب و سنت آن را نفهمیدم؟ گفتم: خود کتاب و سنت را؛ بعد گفتم این آیه مبارکه« لو کان فیهما الهه الا الله لفسدتا» را شما یک تقریری بفرمایید که اشکال به آن وارد  نباشد. زیرا شکی نیست که این برهان است و بر توحید خداوند برهان اقامه می‌کند؛ از سوی مفسران بیش از بیست تقریر شده است که بیشتر آنها اشکال دارد! حتی کار به جایی رسیده که مثل مرحوم آقا جمال خوانساری که استاد ما گاهی از ایشان به عقل حادی عشر تعبیر می‌کرد، می‌گوید اصلا این بیان، خطابی است؛ اصلا این بیان برهانی نیست و این بیان برای خاموش کردن و قانع کردن است؛ ولی آیا واقعا همین طور است؟ ..."

باید توجه کنید شما هرگز کتاب و سنت را با فلسفه نفهمیده‌اید بلکه با تعقل فهمیده‌اید تعقل که هیچ انسانی مخالف آن نیست حتی اخباری محض هم مخالف آن نیست. فقط در محدوده توان تفکر اختلاف دارید. شما فکر کرده‌اید که هر تفکری فلسفه است؟؟؟ اگر چنین تفکر نادرستی دارید حتما حتما به نوشتار "چرا مخالفان فلسفه و عرفان نافی تعقل جا زده می‌شوند" مراجعه کنید تا این تفکر را اصلاح کنید.

آقای فیاضی؛ اگر اهل تعقل واقعی باشید قطعا باید بدانید که آیه مبارکه« لو کان فیهما الهه الا الله لفسدتا» در تقریرات فلاسفه است که نمی‌تواند برهانی باشد ولی در تقریر عقلانی که مبتنی بر فطرت انسان‌ها است برهانی است. شما چون با دید و نگرش فلسفی به آیه نگاه می‌کنید لذا براهین شما نقصان در برهان دارند و نه تنها این آیه بلکه حتی اکثریت مطالب و گزاره‌های فلسفی شما به درد بی‌برهانی و نقص در برهان مبتلا هستند این بیماری اکثریت بدن فلسفه موجود را گرفته و تبدیل به بیماری مزمن شده است که تنها راه آن عمل جراحی است. امیدواریم اندیشمندان دست به دست هم این عمل جراحی را بزودی شروع کنند.

 

آقای فیاضی؛ روایت «داخل فی الأشیاء لا بالممازجه» که ادعا کرده‌اید:

"... «داخل فی الأشیاء لا بالممازجه» اینکه خدا در همه چیز است ولی با هیچ چیز ممزوج نیست را من به کمک فلسفه فهمیده‌ام و می‌توانم این حقیقت را تبیین علمی کنم که واقعا خدا در همه چیز هست ..."

اگر مراد شما فهم روایت با قاعده بسیط الحقیقه باشد بدانید که قطعا مراد روایت را نفهمیده‌اید و تنها و تنها معنای بسیط الحقیقه را بر الفاظ روایت تحمیل کرده‌اید. زیرا برای فهم مراد گوینده باید به دیگر مطالب خود گوینده مراجعه کرد و شاهد آورد تا بتوان آن معنا را به گوینده نسبت داد نه این که حرف خود را در دهن گوینده گذاشت. همان طور که یک زیست شناس مدافع نظریه تکامل انواع داروین به راحتی می‌تواند بگوید که شما با قرآن نتوانستید بفهمید که خلق حضرت آدم یعنی چه؛ ولی من با علم زیست شناسی فهمیدم که خلق حضرت آدم یعنی تبدیل نوع میمون به نوع انسان؛ پس برای فهم قرآن حتما باید زیست شناس باشی وگرنه غیر زیست شناس‌ها حق معنا کردن قرآن را ندارند.

همانطور که تحمیل نظر این زیست شناس به قرآن قبیح است تحمیل نظر فلاسفه و عرفا هم بر قرآن باید قبیح شمرده شود و این یعنی تفکیک نظر متون دینی از افکار بشری. و ما در این نوشتارها سعی کرده‌ایم خطاهای ذهنی زیست شناسان زمان خود را نشان دهیم تا از این خطاها اجتناب کنند.

به امید اصلاح خطاهای ذهنی اندیشمندان منتظر تذکر خطاهای خود هستیم.


:: امتیاز: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 11

:: بازدید : 633
:: ارسال شده در: خطاهای ذهنی ,
:: مطالب مرتبط: وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 1– مقدمه , خطاهای ذهنی نوشتار -معنای سنخیت در فلسفه-آقای وکیلی , خطاهای ذهنی نوشتار(تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش سوم , خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش دوم , خطای ذهنی (ریشه‌های مکتب تفکیک از زبان غرویان) و کتاب (جدال با مدعی) آقای غفاری ,
:: برچسب‌ها: خطاهای ذهنی , استاد فیاضی ,
نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [سه شنبه 01 اسفند 1391 ] [ 7:23]
تاریخ
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی
عارف و صوفی چه می گویند؟ تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش دوم بحث علمی تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1392
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش اول حواشی تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
وحدت وجود در نگاه آقای امینی!؟ تاریخ : سه شنبه 09 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 5 تاریخ : دوشنبه 08 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 4 تاریخ : یکشنبه 07 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 3 تاریخ : شنبه 06 مهر 1392
‏وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 2 تاریخ : پنجشنبه 04 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 1 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 0 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
میرزا مهدی اصفهانی و تفکیک تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392
تفکیک عقل از نقل یا تفکیک فلسفه از نقل!؟ تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1392
جریان تفکیک یا مکتب تفکیک!؟ تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392
میلاد امام رضا(ع) مبارک تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392
تتمه تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 1– مقدمه تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1392
مناظره یا مشاجره!؟ تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1392
اطلاعیه تاریخ : سه شنبه 05 شهریور 1392
پاسخ به شروط آقای امینی برای مناظره تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392
اعلام مناظره چرا مخفیانه!؟ تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
اعلام مناظره وبلاگ amini142.parsiblog.com تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
مناظره یا پز مناظره!؟ تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392
خطاهای ذهنی نوشتار -معنای سنخیت در فلسفه-آقای وکیلی تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-آقای وکیلی)-بخش چهارم و پایانی تاریخ : پنجشنبه 03 اسفند 1391
حذف نظرات نوشتارهای آقای وکیلی تاریخ : چهارشنبه 02 اسفند 1391
خطاهای ذهنی استاد فیاضی تاریخ : سه شنبه 01 اسفند 1391
خلاصه ای از (تعارض قاعده ضرورت علی با اختیار) تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
هشدار به سایت فارس نیوز و مشرق نیوز تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار(تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش سوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
تذکری کوتاه به آقای رمضانی تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش دوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطای ذهنی (ریشه‌های مکتب تفکیک از زبان غرویان) و کتاب (جدال با مدعی) آقای غفاری تاریخ : پنجشنبه 12 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند- تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی) - بخش اول تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1391
تفکیک اندیشه از نوشتار تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
تفکیک مطالب علمی از حاشیه‌ها تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
نقدی بر وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : چهارشنبه 04 بهمن 1391
سخنی با مخالفان فلسفه و عرفان تاریخ : یکشنبه 01 بهمن 1391
آیا شناخت خداوند ملازم با سنخیت است؟ تاریخ : یکشنبه 24 دی 1391
تذکراتی کوتاه درباره هدف وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : شنبه 23 دی 1391
معانی محال تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391
انواع نقد تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
سراب فلسفه تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
تشبیه خداوند در اصالت وجود تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
خطای ذهنی اشتراک لفظی عرفان تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
مجبور به مجبوریت انسان در فلسفه و عرفان تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391
فرق بین فلاسفه و گزاره های فلسفی تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391
مخالفت گزاره های فلسفی با متون دینی تاریخ : شنبه 16 دی 1391
خلط بین یقین منطقی و یقین روانی تاریخ : جمعه 15 دی 1391
نقد مغرضانه تاریخ : چهارشنبه 13 دی 1391
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 55
کل نظرات کل نظرات : 1
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 3

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید کلی بازدید کلی : 33,338

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 50.19.34.255
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir