close
تبلیغات در اینترنت
خطاهای ذهنی نوشتار(تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش سوم

تذکر خطاهای ذهنی فلسفه و عرفان به روش عقل، تفکیک و مناظره

  خطاهای ذهنی نوشتار "تنزیه و تشبیه خداوند- تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی" به قلم حجت‌الاسلام محمدحسن وکیلی بخش سوم   تذکرات مبحث "نظر دین در بحث تشبیه و تنزیه" تذکر: برخی بر اساس متون دینی قایل به تشبیه خداوند شده‌اند و حتی برخی در تشبیه تا بدان‌جا جلو رفته‌اند که برای…

banner
جستجوگر پیشرفته



 

خطاهای ذهنی نوشتار

"تنزیه و تشبیه خداوند- تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی"

به قلم

حجت‌الاسلام محمدحسن وکیلی

بخش سوم

 

تذکرات مبحث "نظر دین در بحث تشبیه و تنزیه"

تذکر: برخی بر اساس متون دینی قایل به تشبیه خداوند شده‌اند و حتی برخی در تشبیه تا بدان‌جا جلو رفته‌اند که برای خداوند دست و پا و کرسی و ... قایل شده‌اند. این گروه به مجسمه ملقب شده‌اند.

توجه: مشبهه حداقل دو معنا دارد:

1-معنای خاص: کسانی که در تشبیه افراط کرده‌اند مثل مجسمه و...

2-معنای عام: در این معنا مشبهه اعم از گروه مجسمه و غیر آن است و شامل تمام کسانی می‌شود که قایل به تنزیه محض خداوند نیستند.

عدم توجه به این نکته موجب خطای ذهنی می‌شود.

 

سوال: تنزیه محض خداوند از هر نوع تشابهی، شامل چه مواردی از تشبیه می‌شود؟

تذکر: آنچه مسلم است هیچ احدی مرادش از تنزیه محض خداوند، نفی وجود خداوند نیست زیرا مساله تنزیه خداوند بحثی است که بعد از پذیرش وجود خداوند طرح می‌شود و ادعای این که تنزیه محض همان نفی خداوند است ادعایی واضح البطلان است.

 

سوال: آیا تنزیه محض، تنزیه از تشابه در وجود را هم شامل می‌شود؟

توجه: آقای وکیلی می‌نویسد:

"... همه می‌دانیم که مخلوقات موجودند و معدوم نیستند و مسلّماً خداوند متعال هم به همین معنا موجود است و معدوم نیست. پس «خداوند مانند مخلوقات و مخلوقات مانند خداوند سبحانه و تعالی می‌باشد در صفت موجود بودن ..."

تذکر: آقای وکیلی باید توجه کند که اولا پذیرش وجود خداوند به معنای قبول موجود بودن خداوند است و بحث تنزیه و تشبیه فرع پذیرش وجود خداوند است؛ ثانیا در عرف لغت معمولا موجود بودن به عنوان صفت مطرح نمی‌شود ثالثا تشبیه در موجود بودن خروج از موازین استعمال لغت است زیرا کسی تشبیه در موجود بودن را استعمال نمی‌کند تا بعد تنزیه هم مطرح شود یا نشود.

خلاصه این که: اساسا تشابه در موجود بودن جزء تشبیه‌ها محسوب نمی‌شود.

تذکر: این که آقای وکیلی با فرق گذاشتن بین معنای لغوی و عرفی خواسته‌ است تشبیه را در معنای لغوی موجه بداند مطلب تمامی نیست زیرا معنای لغت تابع وضع و تابع استعمال و تابع مراد جدی است و کاربرد لفظ تشبیه در موجود بودن ناموس از موارد ذکر شده است.

توجه: لفظ عرف به تنهایی معنای مبهمی دارد و با اضافه شدن به الفاظ دیگر معانی آن مبین می‌شود مثل:

1-عرف لغویون 2-عرف عموم مردم 3-عرف عقلا 4-...

در عرف لغویون تشبیه در صفات و ذات استعمال دارد نه مفاهیم انتزاعی و عامی مثل وجود به معنای موجود بودن

سوال: وقتی کمیت و کیفیت که از اعراض هستند و در عرض بودن مشترکند آیا این به معنای تشبیه کم و کیف به همدیگر است!؟ یا آیا جوهر و عرض در مقوله بودن شبیه هم هستند!؟

توجه: معمولا گفته می‌شود که کم و کیف در معنای عرض بودن و جوهر و عرض در معنای مقوله مشترکند به اشتراک معنوی؛ ولی کلمه تشبیه در اینجا به کار نمی‌رود. توجه شود کم و کیف، متباین به تمام ذات معرفی می‌شوند و جوهر و عرض هم به همین صورت. تشبیه از نظر لغت در شبیه بودن دو شی از لحاظ ذات یا صفات معنا دارد نه در معانی عامی مثل وجود. معانی عامی مانند وجود و شی و حتی مقوله و عرض مشترک معنوی هستند و به کار بردن لغت تشبیه در آن موارد خروج از وضع لغت است.

توجه: در معانی عامی مثل وجود و شی که از آن تعبیر به اشتراک معنوی می‌شود می‌توان با مسامحه و تساهل تشبیه در معنای کلمه را پذیرفت.

 

خطای ذهنی تحریف الکلم عن مواضعه

توجه: بحث تشبیه در موجود بودن اهمیت چندانی ندارد و اگر آقای وکیلی اصطلاح جدید جعل می‌کنند یا استعمال جدیدی برای لغات ابداع می‌کنند مانعی نیست ولی بهتر است در محدوده متفاهم سخن گفته شود تا تفاهم در مباحث بسیار دقیق به راحتی میسور باشد و عدم تفاهم موجب خطاهای ذهنی نشود زیرا خروج از معانی متفاهم و توسعه معنا یا تضییق معنای الفاظ یکی از انواع تحریف است که موجب خطاهای ذهنی متعدد دیگر می‌شود. این بحث بهانه‌ای بود برای تذکر و نقد روشی به نام "تحریف الکلم عن مواضعه" که در کلام اکثر مدافعان فلسفه و عرفان بخصوص آقای وکیلی به وفور یافت می‌شود مثل تحریف لغت عرفان به نفع وحدت وجود اطلاقی همانطور که خطای ذهنی آن در نوشتار "خطای ذهنی اشتراک لفظی عرفان" آمده است- و تحریف تفکیک در عین تصریحات تفکیکیان به معنای دقیق تفکیک- برای زشت جلوه دادن تفکیکیان و تحریف جسم در معاد جسمانی به نفع نظریه معاد مثالی صدرا و...

توجه: البته آقایان مدافعان فلسفه و عرفان با ترفند جعل اصطلاح سعی دارند کار خود را موجه جلوه دهند ولی ندانسته خود را در معرض خطر خطای ذهنی قرار می‌دهند. جعل اصطلاح به خودی خود مشکلی ندارد ولی وقتی بعد از جعل اصطلاح، معنای کلمات جعل شده به جای معنای اصلی کلمات وارده در متون دینی و ... جا زده می‌شود چه آگاهانه و چه غیر آگاهانه- مشکل تازه خودنمایی می‌کند و کسانی که از معنای اولیه و اصلی کلمات بی‌اطلاع بوده‌اند چه غیر فیلسوف و چه حتی خود فیلسوفان- سرشان کلاه می‌رود و چون مدافعان فلسفه و عرفان اکثرا با نوعی غرور علمی و تکبر خاص حرف می‌زنند تا حکایت از علم سرشارشان کند لذا مخاطبان ناآشنا به مباحث دقیق علمی باورشان می‌شود که حرف مدافعان فلسفه و عرفان قاطعیت تمام دارد و همان معنای محرف را از لفظ می‌فهمند و با تکرار این عمل معنای اصلی لفظ به وادی نسیان تبعید می‌شود و شیوع این عمل با قاطعیت به همه می‌باوراند که همین معنا معنای واقعی و اصلی لفظ بوده است.

توجه: امیدواریم تذکر این خطای ذهنی موجب اصلاح در کلام و گفتار شود.

 

تذکراتی در مورد کلمه وجود:

1-کلمه وجود یک معنای عامی دارد که به معنای طرد عدم است ولی گاهی وجود در معانی دیگری استعمال می‌شود که غالب مدافعان فلسفه و عرفان به خاطر عدم توجه به این نکته دچار خطای ذهنی می‌شوند.

2-یکی از معانی وجود که فلاسفه از لفظ وجود اراده می‌کنند حقیقت وجود است. بنابر اصالت وجود آنچه عالم خارج را پر کرده است شی‌ و حقیقتی به نام وجود است که به "حقیقت وجود" معنون شده است و گاهی در اثر کثرت استعمال، لفظ "وجود" به جای لفظ "حقیقت وجود" استعمال می‌شود.

تذکر: اکثر مدافعان فلسفه و عرفان این نکته را می‌دانند ولی گاهی عدم توجه کافی به این نکته بسیار ساده موجب خطای ذهنی بسیار بزرگی می‌شود که در جای خود بخصوص در نقد اصل اصالت وجود بدان اشاره خواهد شد.

توجه: در این بحث همان معنای عام وجود یعنی طرد عدم مورد نظر است

 

آیا تنزیه محض منجر به نفی خداوند می‌شود؟

سوال: آیا تنزیه محض خداوند منجر به نفی حضرت حق و تعطیل معرفت الله می‌شود؟

آقای سجادی می‌نویسد:

"... هم چنین بر اساس نگاه معصومان علیهم‌السلام، تنزیه محض باری تبارک و تعالی که بنابر تصریح ایشان به نفی حضرت حق و تعطیل معرفت الله منجر می‌شود نیز باطل و مردود است:قال الصادق علیه السلام: وَ اعْلَمْ رَحِمَکَ اللَّهُ أَنَّ الْمَذْهَبَ الصَّحِیحَ فِی التَّوْحِیدِ مَا نَزَلَ بِهِ الْقُرْآنُ مِنْ صِفَاتِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَانْفِ عَنِ اللَّهِ الْبُطْلَانَ وَ التَّشْبِیهَ فَلَا نَفْیَ وَ لَا تَشْبِیهَ هُوَ اللَّهُ الثَّابِتُ الْمَوْجُودُ تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ ..."

سوال: کجای این روایت تصریح در این دارد که "تنزیه محض باری تبارک و تعالی به نفی حضرت حق و تعطیل معرفت الله منجر می‌شود" !!!؟

تذکر: آقای سجادی غیر عامدانه فرض گرفته‌اند که:

تنزیه محض یعنی تنزیه از هر چیزی حتی وجود؛ و تنزیه از وجود یعنی نفی خداوند؛ که تذکر خطای ذهنی آن گذشت.

تذکر: آنچه مسلم است این روایت نه تنها هیچ تصریحی بر ادعای آقای سجادی ندارد بلکه دقیقا تصریح به نفی تشبیه دارد یعنی اثبات ولی بدون تشبیه؛ در آغاز روایت، اول نفی بطلان که همان اثبات وجود خداوند است ذکر شده و در دنباله آن نفی تشبیه تصریح شده است و این است معنای اثبات بدون تشبیه که:

خداوند را اثبات کن بدون این که هیچ گونه تشبیهی در اثبات آن به کار ببری. ولی آقای سجادی تصور کرده است که نبودن هیچ گونه تشبیهی منجر به نفی خداوند می‌شود.

توجه: ممکن است برخی در اثر خطای ذهنی فکر کنند که نفی تشبیه منجر به نفی خداوند می‌شود که خطای ذهنی آن ذکر خواهد شد اما در این جا لازم است یادآوری شود که آنچه روایت بیان می‌کند یک مطلب است و برداشت از روایت، مطلب دیگری است. روایت هیچ بیانی در مورد ادعای آقای سجادی ندارد و ایشان فقط به خاطر خطای ذهنی، ملازمه‌ای بین نفی تشبیه و نفی خداوند یافته و این برداشت نادرست خود را به روایت نسبت داده است.

توجه: اگر مراد آقای سجادی از تنزیه محض، تنزیه حتی از موجود بودن است همانطور که گذشت نه کسی چنین چیزی گفته و نه چنین چیزی معقول است گفته شود. تنزیه محض بعد از پذیرش موجود بودن خداوند مطرح می‌شود و تنزیهی محض می‌گوید:

خداوند موجود، موجودی است که هیچ گونه شباهتی به موجوداتی که ما می‌شناسیم ندارد نه در حقیقت و نه در صفات هیچ شباهتی به مخلوقات ندارد. ما هر چه از حقایق و صفات می‌شناسیم از مخلوقات اخذ کرده‌ایم و لذا حقایق و صفات مخلوقین را نمی‌توانیم به موجودی که مخلوق نیست نسبت دهیم و این نسبت‌ها ناشی از قیاس خداوند به مخلوقات است و این قیاس تالی فاسدهای زیادی دارد و...

تذکر: تعطیل از الفاظی است که معنای آن معمولا با کلمه بعدی خود کامل می‌شود و در این جا هم تعطیل حداقل دو معنا می‌‌تواند داشته باشد و عدم توجه به این نکته موجب خطای ذهنی می‌شود:

1-تعطیل از شناختن صفات و حقیقت خداوند در عین قبول اصل هستی خداوند

2-تعطیل از اثبات موجود بودن خداوند که همان نفی وجود خداوند است

اگر مراد از تعطیل معنای دوم باشد تذکر آن گذشت و اگر معنای اول مراد باشد از نظر تنزیهیان این نه تنها عیبی برای خداوند و دینداری نیست بلکه روایات فراوانی تاکید و اصرار بر این تعطیل دارند که روایات آن گذشت. و این نوع تعطیلی هیچ ملازمه‌ای با نفی خداوند ندارد.

توجه: آنچه نوشتار آقای سجادی نشان می‌دهد ظاهرا ایشان بین این دو معنای تعطیل تمایزی قایل نشده‌ است لذا به خطای ذهنی نتیجه نادرستی از روایت گرفته است.

 

نفی تشبیه و نفی بطلان چگونه با هم جمع می‌شوند؟

توجه: جمع بین نفی تشبیه و نفی بطلان حداقل به دو صورت بیان شده است:

1-تشبیه از جهتی و تنزیه از جهتی دیگر: نفی تشبیه در محدودیت‌ها در عین تشبیه در کمالات مثل علم و ... به اشتراک معنوی؛ که تقریری از آن با نظریه تشکیک در وجود تبیین شده است.

2- اثبات حقیقتی به نام خداوند ولی بدون هیچ تشبیهی: نفی تشبیه به صورت مطلق فَانْفِ عَنِ اللَّهِ ... التَّشْبِیهَ - فَلَا ... تَشْبِیهَ - ... تَعَالَى اللَّهُ عَمَّا یَصِفُهُ الْوَاصِفُونَ ؛ و در عین حال اثبات حقیقتی کاملا ناشناخته به نام خداوند فَانْفِ عَنِ اللَّهِ الْبُطْلَانَ - ... فَلَا نَفْیَ - ... هُوَ اللَّهُ الثَّابِتُ الْمَوْجُودُ

سوال: آیا نفی تمام شباهت‌ها طوری که هیچ شباهتی بین خداوند و مخلوقات نباشد منجر به نفی خداوند نمی‌شود؟

تذکر: کسانی که عادت کرده‌اند که هر چیزی در عالم را با نگاه عادی و روزمره خود بیابند به خطای ذهنی فکر می‌کنند که هر چه در نگاه من نگنجد پس وجود ندارد مثلا تحصیل کرده‌هایی مثل جراح مشهوری که می‌گفت اگر خداوند زیر تیغ جراحی من نیاید نمی‌توان گفت که وجود دارد همین خطای ذهنی را حتی فلاسفه هم می‌کنند و می‌گویند اگر خداوند زیر تیغ تعقل و تفکر من نیاید نمی‌توان گفت که وجود دارد پس از نگاه این گروه نفی تمام تشبیه‌ها یعنی یافت نشدن زیر تیغ تعقل و تفکر؛ و نیافتن تیغ تعقل و تفکر یعنی نفی خداوند.

این تفکر خطا، ناشی از هر چه باشد - که مختصری اشاره شد و تفصیل آن در جای خود خواهد آمد- به راحتی با مثال‌هایی در هم می‌ریزد مثل:

انسانی که در شبی بسیار تاریک چیزی را حس می‌کند و می‌داند که شی‌ای در کنار او هست ولی هیچ اطلاعی در مورد آن ندارد و نمی‌داند که چیست و...

لَيْسَ‏ عِلْمُ الْإِنْسَانِ بِأَنَّهُ مَوْجُودٌ يُوجِبُ لَهُ أَنْ يَعْلَمَ مَا هُوَ وَ كَيْفَ هُوَ كَمَا أَنَّ عِلْمَهُ بِوُجُودِ النَّفْسِ لَا يُوجِبُ أَنْ يَعْلَمَ مَا هِي‏   (توحيد المفضل  179)

فَلَيْسَ مِنْ هَذِهِ الْوُجُوهِ شَيْ‏ءٌ يُمْكِنُ لِلْمَخْلُوقِ أَنْ‏ يَعْرِفَهُ‏ مِنَ الْخَالِقِ حَقَّ مَعْرِفَتِهِ غَيْرُ أَنَّهُ مَوْجُودٌ فَقَطْ  (توحيد المفضل  179)

سوال: اگر ما هیچ اطلاعی در مورد خداوند نداریم پس ما از کجا به وجود خداوند پی می‌بریم؟

تذکر: ما در این جا در پی نشان دادن این مطلب هستیم که اگر کسی قایل به تنزیه محض خداوند از تمام خصوصیات مخلوقین باشد لازمه سخن این شخص انکار خداوند نیست -و در این جا به دنبال اثبات وجود خداوند نیستیم- پس این حرف نادرست است که:

"تنزیه محض باری تبارک و تعالی به نفی حضرت حق و تعطیل معرفت الله منجر می‌شود"

و نادرست‌تر از آن نسبت دادن این ملازمه به روایت است که ذکر شد.

 توجه شود پی بردن به وجود خداوند یک مطلب است و تشبیه مطلب دیگر است می‌توان به وجود موجودی پی برد بدون این که در مورد آن چیزی دانست اثبات وجود خداوند فطری است -تفصیل آن در نوشتاری مستقل خواهد آمد- پس می‌توان به وجود خداوند پی برد در حالی که تمام شباهت‌ها را نفی کرد. نفی تشبیه در حقیقت و صفات به معنای نفی وجود نیست و این دو با هم خلط شده و موجب خطای ذهنی می‌شود.

برای فهم بهتر کودکی را تصور کنید که در عالم خانه بزرگ شده و به خاطر نبوغ کودکانه تمام اشیاء خانه را کاملا می‌شناسد آیا این کودک حق دارد مدعی باشد که:

تمام اشیاء دیگر هم مثل همین هستند و اگر چیز دیگری در عالم باشد باید مثل همین اشیاء باشد. !؟

در نگاه تنزیهیان محض مثل ما در شناخت خداوند مثل همین کودک است که به غرور علمی یا تعمیم بی‌مورد خیال کرده است که کل جهان هستی را شناخته است. به این متن آقای سجادی دقت کنید تا تعمیم نادرست را ببینید و بیابید که فلاسفه چگونه نیافتن خود را دلیل نبودن جا ‌می‌زنند و هم خود و هم دیگران را در مقابل خطای ذهنی تسلیم می‌کنند:

"...تنزیه حقّ از بعضى امور ... تقیید آن جناب است به ما عداى آن امور. ... قائل به تنزیه بلا تشبیه ناقص المعرفه است؛ از آن جهت که مقیّد حقّ مطلق است ... پس به مقدار آن امور که حقّ را از آن تنزیه کرده است، از معرفت تعیّنات نور و تنوّعات ظهور او سبحانه محروم و مهجور است و نمى‏‌داند که تنزیه او از جسمانیات، تشبیه اوست به عقول و نفوس. و تنزیه او از عقول و نفوس، تشبیه اوست به معانى مجرّده از صور عقلیّه و نفسیّه و تنزیه او از جمیع، الحاق اوست به عدم و تحدید عدمى اوست به عدمات غیر متناهیه - تعالى عن‏ ذلک علوّاً کبیراً - چه موجودات متحقّقة الوجود منحصر است در این اقسام و بیرون از این، تحکّم وهمى و توهّم تخیّلى است.» (رسائل فیض کاشانى، الکلمات ‏المخزونة، ص70)"

تذکر: چرا مدافعان فلسفه و عرفان فکر می‌کنند که موجودات متحقّقة الوجود منحصر است در این اقسام  !!؟ چرا مدافعان فلسفه و عرفان آنچه را که نیافته‌اند انکار می‌کنند و حکم به نبود آن می‌کنند!؟ 

آیا این گفتار حاصل انس با چیزی و استبعاد غیر آن، به خاطر اعتماد بیش از اندازه به تفکر خود نیست؟

آیا این خطای ذهنی بزرگی نیست؟

آیا نفی هر تشابهی را ملازم با نفی خداوند دانستن چیزی جز همان خطای ذهنی استبعاد نیست؟

 

هشدار به مدافعان فلسفه و عرفان:

حفظ چند اصطلاح به خود بالیدن ندارد و تفاخر به آنها نه تنها فخری برای انسان محسوب نمی‌شود بلکه اکثر اوقات موجب خروج از صراط هدایت هم می‌شود. سخن جراح مشهور درس عبرتی برای لقمانیان است مانند لقمان که ادب از بی‌ادبان آموخت عدم خطا از خطاکاران بیاموزیم.

توجه: این بدان معنا نیست که هیچ علمی ارزش آموختن ندارد که معمولا مغرضان چنین برداشت‌های ناموزونی از کلمات دارند- آموختن علم خوب است برای حاجتی که بدان داریم ولی این آموخته‌ها موجب نشود که بخواهیم کل دنیا را فقط با همین دید محدود خود تفسیر و تحلیل کنیم. دقت کنیم خود را عقل کل ندانیم که در پی آن هر کسی که مخالف ما باشد را مخالف عقل کل دانسته و او را متهم به ناآگاهی و... خواهیم کرد.

 

معنای عرفی و لغوی تشبیه

در این نوشته آقای وکیلی دقت شود:

"اگر با زبان عرفی سخن بگوئیم باید با صراحت کامل بگوئیم «خداوند هیچ شباهتی به مخلوقات خود ندارد.»؛ ...اما اگر بخواهیم از معنای لغوی «تشبیه» استفاده کنیم چاره‌ای نداریم که بگوئیم خداوند با مخلوقات شبیه است. یعنی صفاتی وجود دارد که این صفات میان خالق و مخلوق مشترک است ...به حسب ظاهر آیات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم‌السلام خداوند در صفات کمالیه با مخلوقاتش مشترک است. مثلاً همانطور که مخلوقات علم دارند و عالمند خداوند سبحان نیز علم داشته و عالم است و همانطور که او حیات و قدرت دارد برخی مخلوقات نیز حیات و قدرت دارند. پس او در این صفات با مخلوقات خود مشترک و شبیه (به معنای لغوی شباهت نه معنای عرفی) است."

سوال: آیا به حسب ظاهر آیات قرآن کریم و روایات معصومین علیهم‌السلام خداوند در صفات دیگری مثل اراده و زراعت و مکر و... با مخلوقاتش مشترک نیست؟ آقای وکیلی با چه شاهد روایی، اشتراک در صفات را فقط محدود به صفات کمالیه می‌کند؟ اگر قرار است نظر دین بیان شود چرا متون دینی شاهد آورده نمی‌شود؟

توجه: اگر قرار باشد ظاهر متون دینی دلیل شباهت باشد این ظواهر شامل صفات دیگر هم می‌شود؛ نه فقط صفت علم و قدرت و حیات که از صفات ذات هستند بلکه تمام صفات فعل را هم شامل می‌شود. و اگر چنین شد تشبیه در صفات فعل هم حاصل خواهد شد و نتیجه این حرف تشبیه عرفی خداوند به مخلوقات در تمام این صفات خواهد بود. و در نتیجه تقسیم بدون معیار تشبیه به معنای لغوی و عرفی دچار مشکل خواهد شد.

 

مسموم کردن چاه:

توجه: یکی از روش‌های آقای وکیلی در مباحث علمی پیشدستی در مباحث است به این معنا که با طرح یک نظر خاص ولو بدون پشتوانه محکم علمی و معرفی آن مطلب به عنوان یک نظر صد در صد درست در پی آن است که مخالفان خود را ناآگاه به این مباحث جلوه دهد مثل:

"از جمله الفاظی که در علوم اسلامی معانی متعددی دارد دو کلمه: «تشبیه» و «سنخیت» است. افرادی که با علوم اسلامی ناآشنا هستند معمولاً از این معانی متعدد بی‌اطلاع بوده و در فهم کلام بزرگان به خطا می‌روند"

توصیه اکید: آقای وکیلی به جای این که مطالب نادرست خود را به عنوان حقایق لم یزل معرفی کند و خود را عالم به این رموز و مخالفان را ناآشنا به این مباحث جلوه دهد که بوی غرور علمی را در فضا پخش می‌کند و توهم علامگی را در اذهان تداعی می‌کند بهتر است تقسیم خود یا مطلب خود را بدون هیچ قاطعیتی بیان کند اگر مطلب مورد نظر صحیح بود که عقول اندیشمندان آن را می‌پذیرد و اگر هم مطلب مورد نظر صحیح نبود چاه را سمی نکرده باشد. آقای وکیلی مواظب باشد مغالطه من می‌دانم و تو نمی‌دانی مانع بازگشت او از پرتگاه مراء و... نشود.

توجه: این پیشدستی و تعیین نرخ در اول دعوا در ظاهر برای نفر اول میدان جلوه دادن آقای وکیلی اعمال می‌شود ولی اگر آقای وکیلی به پیامدهای این کار آگاه بود هرگز چنین کاری را تکرار نمی‌کرد. امیدواریم تذکر آیینه‌وار خطاها موجب اصلاح اندیشه‌ها گردد.

به یکی دیگر از چاه‌های مسموم شده آقای وکیلی دقت شود:

"...در مقابل این نظر که نظر مشهور دانشمندان مسلمانِ شیعه و غیر شیعه است، در تاریخ علم کلام با افرادی برخورد می‌کنیم که معتقد بودند که خداوند در هیچ صفتی با مخلوقات شریک نیست ..."

تذکر: آیا نظر مشهور دانشمندان مسلمانِ شیعه و غیر شیعه همان نظر مورد اشاره آقای وکیلی هست یا نیست کاری نداریم ما با تفکر در کلمات معصومین حقایقی را تعلم می‌کنیم که هیچ چاه مسمومی برای ما ترسناک نیست آقای وکیلی باید دقت کند هیچ احدی را در مقابل کلام امامان هدایت قرار ندهد نظر مشهور دانشمندان در مقابل نظر روایات معصومین حتی با ضعف سندی قابل مقایسه نیست. آنچه ما از مجموع آیات و روایات با شواهد آن می‌فهمیم تنزیه مطلق است حال نظر مشهور دانشمندان مخالف آن باشد یا نباشد هیچ تاثیری در عدم حقانیت کلام دانشمندان نخواهد داشت بخصوص که دانشمندان حاصل تفکر خود را که به خطای ذهنی بدان رسیده‌اند بدون شواهد قوی به دین منسوب کنند.

 

 

بخش چهارم خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی) خواهد آمد. ان شاء الله


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 382
:: ارسال شده در: خطاهای ذهنی ,
:: مطالب مرتبط: وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 1– مقدمه , خطاهای ذهنی نوشتار -معنای سنخیت در فلسفه-آقای وکیلی , خطاهای ذهنی استاد فیاضی , خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش دوم , خطای ذهنی (ریشه‌های مکتب تفکیک از زبان غرویان) و کتاب (جدال با مدعی) آقای غفاری ,
:: برچسب‌ها: خطاهای ذهنی , تشبیه , تنزیه ,
نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [سه شنبه 24 بهمن 1391 ] [ 8:8]
تاریخ
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی
عارف و صوفی چه می گویند؟ تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش دوم بحث علمی تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1392
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش اول حواشی تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
وحدت وجود در نگاه آقای امینی!؟ تاریخ : سه شنبه 09 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 5 تاریخ : دوشنبه 08 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 4 تاریخ : یکشنبه 07 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 3 تاریخ : شنبه 06 مهر 1392
‏وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 2 تاریخ : پنجشنبه 04 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 1 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 0 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
میرزا مهدی اصفهانی و تفکیک تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392
تفکیک عقل از نقل یا تفکیک فلسفه از نقل!؟ تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1392
جریان تفکیک یا مکتب تفکیک!؟ تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392
میلاد امام رضا(ع) مبارک تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392
تتمه تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 1– مقدمه تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1392
مناظره یا مشاجره!؟ تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1392
اطلاعیه تاریخ : سه شنبه 05 شهریور 1392
پاسخ به شروط آقای امینی برای مناظره تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392
اعلام مناظره چرا مخفیانه!؟ تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
اعلام مناظره وبلاگ amini142.parsiblog.com تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
مناظره یا پز مناظره!؟ تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392
خطاهای ذهنی نوشتار -معنای سنخیت در فلسفه-آقای وکیلی تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-آقای وکیلی)-بخش چهارم و پایانی تاریخ : پنجشنبه 03 اسفند 1391
حذف نظرات نوشتارهای آقای وکیلی تاریخ : چهارشنبه 02 اسفند 1391
خطاهای ذهنی استاد فیاضی تاریخ : سه شنبه 01 اسفند 1391
خلاصه ای از (تعارض قاعده ضرورت علی با اختیار) تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
هشدار به سایت فارس نیوز و مشرق نیوز تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار(تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش سوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
تذکری کوتاه به آقای رمضانی تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش دوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطای ذهنی (ریشه‌های مکتب تفکیک از زبان غرویان) و کتاب (جدال با مدعی) آقای غفاری تاریخ : پنجشنبه 12 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند- تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی) - بخش اول تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1391
تفکیک اندیشه از نوشتار تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
تفکیک مطالب علمی از حاشیه‌ها تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
نقدی بر وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : چهارشنبه 04 بهمن 1391
سخنی با مخالفان فلسفه و عرفان تاریخ : یکشنبه 01 بهمن 1391
آیا شناخت خداوند ملازم با سنخیت است؟ تاریخ : یکشنبه 24 دی 1391
تذکراتی کوتاه درباره هدف وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : شنبه 23 دی 1391
معانی محال تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391
انواع نقد تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
سراب فلسفه تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
تشبیه خداوند در اصالت وجود تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
خطای ذهنی اشتراک لفظی عرفان تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
مجبور به مجبوریت انسان در فلسفه و عرفان تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391
فرق بین فلاسفه و گزاره های فلسفی تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391
مخالفت گزاره های فلسفی با متون دینی تاریخ : شنبه 16 دی 1391
خلط بین یقین منطقی و یقین روانی تاریخ : جمعه 15 دی 1391
نقد مغرضانه تاریخ : چهارشنبه 13 دی 1391
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 55
کل نظرات کل نظرات : 1
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 3

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید کلی بازدید کلی : 31,969

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.225.17.239
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir