close
تبلیغات در اینترنت
چرا مخالفان فلسفه و عرفان، نافی تعقل جا زده می شوند؟!!

تذکر خطاهای ذهنی فلسفه و عرفان به روش عقل، تفکیک و مناظره

    چرا مخالفان فلسفه و عرفان، نافی تعقل جا زده می شوند؟!!   مقدمه: آیا مدافعان فلسفه و عرفان رایج و مصطلح به این فکر کرده اند که بخش مهمی از بی دقتی هایی که به مخالفان نسبت می دهند ناشی از این است که افکار ناتمام خود را معیار  سنجش صحت و سقم اندیشه های دیگران قرار داده اند؟…

banner
جستجوگر پیشرفته



 

 

چرا مخالفان فلسفه و عرفان، نافی تعقل جا زده می شوند؟!!

 

مقدمه:

آیا مدافعان فلسفه و عرفان رایج و مصطلح به این فکر کرده اند که بخش مهمی از بی دقتی هایی که به مخالفان نسبت می دهند ناشی از این است که افکار ناتمام خود را معیار  سنجش صحت و سقم اندیشه های دیگران قرار داده اند؟

فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ  (الحشر : 2)

*******

همت این سلسله نوشتارها این است که نشان دهد پایه های مهم و اساسی فلسفه و عرفان مصطلح غیر برهانی و ناشی از خطاهای ذهنی است.

توجه: این بدان معنا نیست که نویسنده این نوشتار عاری از خطاهای ذهنی است بلکه این ناقدین هستند که می توانند با تعاون در اصلاح اندیشه ها بیراهه های ذهنی را مشخص کنند؛ و این چیزی نیست جز آزاد اندیشی.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ... تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ  (المائدة : 2)

توجه: برای این که در مراحل پیچیده بحثهای فلسفی و عرفانی دچار سردر گمی نشویم باید از همان اول و ریشه پایه های محکمی بنا کنیم تا در مساله های بغرنج با ارجاع به محکمات راه را پیدا کنیم.

*******

جغرافیای کلی مباحث:

در گام اول بحث از تعریف فلسفه و تعقل و رابطه این دو شروع  شده و در گام های دیگر بعد از تعاریف بدیهی و برهان به بررسی اصالت وجود و تشکیک در وجود و دلایل هر یک پرداخته خواهد شد و نشان داده خواهد شد که فرضیه اصالت وجود و تشکیک در وجود غیر برهانی هستند و در گام آخر بعد از تقریر معانی متفاوت وحدت وجود تا بدان جا خواهیم رسید که:

وحدت وجود اطلاقی نه تنها نظریه ای برهانی نیست بلکه نظریه ای برهان ستیز و خرد ستیز است.

توجه: پایه این نوشتار بر اختصار و همت بر بررسی موارد مبتلا به است و اگر لازم آید تفصیل آن در آینده  فصل فصل بیان خواهد شد لذا فقط نظرات مبتلا به طرح شده و تجزیه و تحلیل و گاهی نقد خواهند شد تا موجبی برای اصلاح اندیشه ها باشند.

*******

اما نوشتار حاضر نمونه ای از خطاهای ذهنی بسیار رایج و فراگیر مدافعان فلسفه و عرفان را تذکر داده و نشان خواهد داد که:

فلسفه همان تعقل نیست و نفی فلسفه نفی تعقل را به دنبال ندارد و مخالفان فلسفه و عرفان را مخالف عقل و برهان جا زدن مغالطه ای آشکار و عملکردی بسیار قبیح است.

 

تعریف فلسفه:

فلسفه تعاریف متعددی دارد مثل:

1-اعلم أن الفلسفة استكمال النفس الإنسانية بمعرفة حقائق الموجودات على ما هي عليها و الحكم بوجودها تحقيقا بالبراهين لا أخذا بالظن و التقليد بقدر الوسع الإنساني.‏(الحكمة المتعالية فى الاسفار العقلية الاربعة، ج‏1 ، ص 20(

2-الحكمة الإلهية علم يبحث فيه عن أحوال الموجود بما هو موجود و موضوعها الذي يبحث فيه عن أعراضه الذاتية هو الموجود بما هو موجود و غايتها معرفة الموجودات على وجه كلي و تمييزها مما ليس بموجود حقيقي. (بدايةالحكمة، ص 6)

3-هستی شناسی عقلی )اطلاعات حکمت و معرفت؛ پیاپی 43؛مهر 1388؛ مقاله مکتب تفکیک در بوته نقد؛ وکیلی محمد حسن؛ ص 49(

4-...

آیا این تعاریف به یک معنا بر می گردند یا نه؟ در حال حاضر حاجتی به بررسی این مطلب نیست تنها ذکر این نکته لازم است که تعاریف فلسفه یا جامع نیستند یا مانع نیستند یا... .

یکی از تعاریف رایج و پر طرفدار در این زمانه که موجبی برای خطاهای ذهنی دیگر شده این است که:

"فلسفه هستی شناسی عقلی است"

 

سوال: مراد از عقل چیست؟ و مراد از هستی شناسی چیست؟

می دانیم که کلمه عقل و هستی شناسی از کلمات متشابه هستند هم چنین می دانیم که به کار بردن کلمات متشابه در تعریف نادرست است و همین پایه می تواند موجبات خطاهای ذهنی متعدد دیگری شود. توضیح مطلب:

 

معانی عقل:

عقل معانی متعددی دارد برخی از معانی عقل عبارتند از:

1-گاهی عقل به قوه ادراک گفته می شود و مراد از آن درک و فهم است. ادراک در این معنا اعم است.

پس: تعقل = ادراک مطلق

2- گاهی عقل به قوه ادراک کلیات گفته می شود. عقل= مدرک کلیات

پس: تعقل = ادراک کلیات

3-گاهی عقل به قوه ادراکی که مبتنی بر تصور و تصدیق است گفته می شود و مراد از آن همان تفکر است.

پس: تعقل= تفکر

توجه: هرگاه تفکر مبتنی بر اصول محکمی صورت گیرد حتما نتیجه آن درست خواهد بود ولی می دانیم که تفکر گاهی به نتیجه نادرست هم می رسد لذا در این معنای از عقل می توان گفت که عقل خطا می کند.

4- گاهی عقل به قوه ادراکی که مبتنی بر تصور و تصدیق است گفته می شود ولی باضافه این نکته که عقل دارای بار ارزشی مثبت است. در این معنای از عقل خطا راه ندارد بلکه این عاقل و رونده راه است که خطا می کند یعنی این انسان است که به جای استفاده از تعقل از توهم و تخیل و ... استفاده کرده و فکر می کند که تعقل کرده است.

پس: تعقل= تفکر صحیح = تفکر برهانی

توجه: این معنا غیر از معنای دیگری از عقل است که گفته می شود: عقل نوری خارج از ذات انسان است که هرگز خطا نمی کند و ...

5-باز هم معانی دیگری برای عقل و تعقل وجود دارد که تفصیل آن با اجمال این نوشتار سازگار نیست.

سوال: آقایان مدافع فلسفه و عرفان کدام یک از معانی عقل و تعقل را اراده می کنند؟

توجه: آقایان در همین جایگاه باید موضع خود را معین کنند تا در آینده خطای ذهنی ناشی از ابهام این کلمات گریبانگیرشان نشود. توضیح این که در جای خود خواهیم دید که مدافعان فلسفه و عرفان در  بحثهای متفاوت متناسب با اشکالی که بر آنها وارد می شود در مقام دفاع از خود معانی متفاوتی را از عقل اراده می کنند تا بتوانند از اشکالات وارده طفره بروند. لذا برای جلوگیری از مغالطه اشتراک لفظی عقل در همین قدم اول تعریف دقیقی از فلسفه و عقل باید ارایه شود تا هر جا خواستند از آن معنا عدول کنند تذکر داده شود.

تذکر: همان طور که قبلا اشاره شد "هستی شناسی" هم کلمه ای مبهم است و شامل تعمیر دوچرخه و تعمیر سماور و حل مسایل ریاضی و ساختمان سازی و علم کلام و خیلی موارد دیگر هم می شود لذا این کلمه هم باید شفاف سازی شود و به همین خاطر است که در برخی تعاریف فلسفه گفته می شود:

الحكمة الإلهية علم يبحث فيه عن أحوال الموجود بما هو موجود(بدايةالحكمة، ص 6)

 

تذکر: با غمض عین از اشکالات تعریف فلسفه به "هستی شناسی عقلی" می توان مراد را چنین تعبیر کرد که:

مراد از کلمه "عقلی" در تعریف یاد شده "برهانی" بودن و "تعقل" به معنای "تفکر برهانی" است ولی ادعا این نیست که همه گزاره های فلسفی برهانی هستند بلکه سعی بر این است که گزاره های فلسفی برهانی ارایه شود و تکامل در هر علمی هم به همین سبک است و...؛ در واقع علمای فلسفی در طول تاریخ زحمت کشیده اند تا گزاره های فلسفی برهانی ارایه نمایند ولی تا چه حد در این کار موفق بوده اند بحث دیگری است.

توجه: هر چند این تعریف هم مشکل دارد ولی تا وقتی سوء استفاده از تعریف نشود و اراده باطل از سخن نشود عمر گرانبها را صرف اعتراض نمی کنیم.

تذکر: این یکی از معانی محتمل موجه است و به این معنا نیست که همه مدافعان فلسفه همین معنا را اراده می کنند لذا هر یک از مدافعان فلسفه اگر بخواهند وارد بحث شوند اول باید تعریف خود را از فلسفه و تعقل به طور دقیق ارایه نمایند.

توجه: این بررسی این حسن را دارد که در جای خود مغالطه های مدافعان فلسفه و عرفان را که مبتنی بر همین تعریف نادرست بود آشکار خواهد کرد. به عنوان نمونه بسیار دیده می شود که برای رد مخالفان فلسفه اصرار فراوان بر به رخ کشیدن برهانی بودن فلسفه می شود و ...

 

نکته: برای این که مدافعان فلسفه بتوانند تعریف دقیقی ارایه دهند باید به این نکته هم توجه کنند که:

از نظر مدافعان فلسفه و عرفان نظراتی که فلاسفه قبلی بیان کرده بودند و فلاسفه فعلی آنها را نادرست می دانند آیا فلسفه نیستند؟ مثلا فلسفه ارسطویی و مشایی آیا فلسفه یعنی "هستی شناسی عقلی" نیستند؟ یا این که هستی شناسی عقلی هستند ولی هستی شناسی نادرستی هستند؟

یا این که تفکرات نادرست در زمان خودش چون گزاره هایی صحیح پنداشته می شدند لذا فلسفه محسوب می شدند ولی در این زمان چون نادرستی آنها روشن شده است دیگر فلسفه نیستند بلکه جزو تاریخ فلسفه محسوب می شوند؟

و به طور خلاصه:

آیا افکار فلسفی دیگر را از فلسفه بودن خارج می کنند و نوعی انحصارگرایی را قایل هستند؟

به زبان دیگر فلسفه فقط شامل گزاره های صحیح می شود یا اعم است از گزاره های صحیح و ناصحیح؟ (صحیحی یا اعمی)؟

تذکر: این در حالی است که فلاسفه دیگری مثل فلاسفه سبک مشایی موجود متقابلا افکار صدراییان را نادرست می دانند.

 

رابطه "تعریف فلسفه" با "گزاره های فلسفی"

نکته: دو شخص را در نظر بگیرید که هر دو لفظ فلسفه را به کار می برند ولی یکی در مقام تقبیح فلسفه و دیگری در مقام تحسین فلسفه سخن می گوید.

سوال: آیا این دو شخص اطمینان دارند که در مورد موضوع واحدی بحث می کنند؟

به نظر می رسد نکته ای بین این دو نفر مورد توافق واقع نشده است و این دو شخص فرقی پررنگ  بین معنایی که از لفظ فلسفه فهمیده می شود که همان تعریف فلسفه است و بین گزاره های فلسفی رایج نگذاشته اند و شاید به تعبیری دیگر فرقی بین تعریف فلسفه و بین فلاسفه نگذاشته اند.

اگر خوب به حرف های مدافعان فلسفه دقت شود دفاع آن ها از معنا و تعریف فلسفه یعنی مثلا "هستی شناسی عقلی" است و از طرف دیگر اکثر مخالفان فلسفه در تقبیح "گزاره های فلسفی" رایج بحث می کنند.

پس فرق است بین معنای فلسفه که همان تعریف فلسفه است و بین مصادیق فلسفه که همان گزاره های فلسفی هستند. اما آیا هیچ رابطه ای بین تعریف فلسفه و بین گزاره های فلسفی وجود ندارد؟ و اگر دارد میزان این رابطه در چه حدی است؟

به تعبیر دیگر عنوان فلسفه که طبق تعریف غیر شفاف آن "هستی شناسی عقلی" معرفی شد آیا معنونی در خارج دارد یا فقط معنایی صرف در ذهن است؟ و آیا مدافعان فلسفه فقط از تعریف فلسفه دفاع می کنند و اشکالات و نقد های وارده بر گزاره های فلسفی هیچ ضرری به تعریف آن ها نمی زند؟ یعنی حتی اگر تمام گزاره های فلسفی مطالبی باطل باشند باز ضرری به حال فلسفه ندارد؟

توجه: اگر کسی مکانی را به عنوان مدرسه تاسیس نماید ولی در آنجا به بچه های مردم مسایل ناهنجار اجتماعی یاد دهند آیا همین عنوان مدرسه که طبق تعریف محل درس است کافی است که بچه ها را تشویق به مدرسه رفتن کنیم؟ یا این که باید تناسب بین عنوان و معنون و تناسب بین اسم و مسمی حفظ شود؟

یا اگر به بچه ها به اسم شکلات قرص توهم زا داده شود اسم دلچسب شکلات توجیه خوبی برای اشتیاق به سوی قرص ها هست؟ یا اگر اسم "زیبا" را بر روی دختری زشت رو بگذارند و پسری را تشویق به ازدواج با این دختر کنند آیا این اسم نازنین "زیبا" توجیه خوبی برای ترغیب این جوان برای ازدواج با این دختر هست؟ یا اگر کسی اسم فرقه ای را "اهل حق" بگذارد می تواند ادعا کند که همه آنها اهل حق اند؟ یا ...

توجه شود همه ادعای برهان و عقل دارند پس آیا همه برهانی حرف می زنند؟

حال اگر به اسم زیبای "تعقل" و "تفکر" و "برهان" مطالب غیر برهانی ارایه شود آیا اسم زیبای "برهان" توجیه مناسبی برای ترغیب به فلسفه خواندن ایجاد می کند؟

قطعا چنین نیست لذا در هر حال تناسب عنوان فلسفه با گزاره های فلسفی باید حفظ شود و در واقع تعریف برای اشاره به مصادیق وضع می شود چه مصادیق ذهنی باشند و چه مصادیق عینی و خارج از ذهن باشند و چه تعریف استقرایی باشد و چه تعریف قراردادی.

یعنی چه از مصادیق متفاوت به یک تعریف برسیم (تعریف استقرایی) و چه معنای لفظی را بدون لحاظ مصادیق تعریف و قرارداد کنیم (تعریف قراردادی) در هر دو صورت رابطه بین مصادیق و تعریف باید حفظ شود تا بتوان با لفظ به مصادیق اشاره کرد وگرنه اگر بین تعریف و مصادیق تناسب مناسبی نباشد اشاره گری تعریف نسبت به مصادیق وجه درستی نخواهد داشت.

تذکر: مراد بیشتر کسانی که به مخالفت با فلسفه و عرفان برخاسته اند همین گزاره های فلسفی که حاصل تفکر و عملکرد فلاسفه است می باشد چه تصریح به آن بکنند و چه نکنند وگرنه تعریف و اسم زیبا و دهن پر کن فلسفه که با آب و تاب تبلیغ شود برای همه جذابیت آفرین خواهد شد.

پس مدافع فلسفه هر تعریفی از فلسفه ارایه دهد باید سازگاری با مصادیق خود داشته باشد و نمی تواند در مواقع اشکال بر فلسفه و فلاسفه فقط به دفاع از عنوان و تعریف فلسفه بپردازد و این همه خطاهای موجود در فلسفه ارایه شده را تحت لوای تعقل و تفکر استتار کند.

مدافع فلسفه یا باید به صراحت از گزاره های فلسفی دفاع کند یا آنها را گزاره های نادرست فلسفی بنامد نه این که نقدهای گزاره های فلسفی را تحت تاثیر نام زیبای تعقل و تفکر قرار داده و از جواب معقول فرار کند و مخالفان فلسفه را مخالف تعقل جا بزند.

توجه: مقداری انحراف مصادیق از تعریف در هر علمی مورد پذیرش است ولی همانطور که در آینده خواهیم دید این انحراف از برهانی بودن در مورد گزاره های موجود در فلسفه و عرفان اصطلاحی عمیق است.

تذکر: برخی آن چنان با صلابت از برهانی بودن گزاره های فلسفی دم می زنند که انگار یادشان رفته است بین تعریف فلسفه و گزاره های موجود فلسفی فرق بگذارند و توجه نمی کنند که فلسفه در تعریف که ایده آل فلاسفه است با فلسفه موجود تفاوت دارد و نمی توان برهانی بودن در تعریف را به مصادیق آن تسری داد.

این افراد باید از صلابت "برهانی بودن گزاره های فلسفی" به تلاش برای "برهانی کردن گزاره های فلسفی" تنزل پیدا کنند.

توجه: عموم مخالفان فلسفه مهم ترین گزاره های فلسفی را غیر برهانی و باطل می دانند لذا تناسب مناسبی بین تعریف فلسفه و مصادیق فلسفه نمی بینند و فقط اسم و تعریفی زیبا برای فلسفه مشاهده و محتوی فلسفه را ناسالم می دانند.

تذکر: بسیار اتفاق افتاده است که نادرستی محتوی به اسم هم سرایت کرده و اسم هم نزد افراد منفور می شود. هر چند در اول کار اسم و معنا و تعریف زیبا مورد توجه و رضایت باشد ولی وقتی معلوم شود که تعریف زیبا محتوی و مصداق نامطلوب دارد به مرور زمان ناپسندی محتوی و مصداق به اسم هم سرایت خواهد کرد. برای مثال آنچه نقل می شود سوفسطایی در اول به معنای دانشمند بود و سوفسطاییان به شدت مورد توجه و احترام مردم بودند ولی به خاطر ترویج شکاکیت بین مردم (چه عامدانه و چه غیر عامدانه) معنای سوفسطایی به شک گرایی تبدیل شد و...

نکته: این نقل معنای الفاظ نشان از ارتباط محکم بین معنا و مصداق دارد لذا فلسفه هم اگر بخواهد معنا و تعریف مورد ادعای خود را محافظت نماید و دچار نقل معنا نشود باید توجه شدید به رابطه تعریف فلسفه با گزاره های فلسفی موجود داشته باشد.

 

رابطه فلسفه و تعقل چیست؟

با توجه به این که معلوم شد که تعریف نمی تواند نسبت به مصادیق بی توجه باشد و تعریف صرف بدون توجه به مصادیق مورد پذیرش قرار نمی گیرد لذا در مورد رابطه بین فلسفه و تعقل می توان تذکرات ذیل را ارایه داد که:

1-چون مراد از فلسفه گزاره های فلسفی است چه تعقل را به معنای تفکر بگیریم (نه تفکر برهانی) و چه تعقل را به معنای تفکر برهانی لحاظ کنیم رابطه بین فلسفه و تعقل یا از نوع رابطه عام و خاص مطلق است و یا از نوع رابطه عموم خصوص من وجه.

زیرا در هر حالتی هم تفکر و هم تفکر برهانی اعم از فلسفه هستند و شامل بسیاری از موارد دیگر می شوند مثل منطق و کلام و ریاضی و حتی تعمیر دوچرخه و ...

2-به تعبیر دیگر می توان چنین گفت که:

فلسفه از مصادیق تفکر است با این تاکید که تفکر اعم از تفکر صحیح و تفکر غیر صحیح است لذا برخی از گزاره های فلسفی حاصل تفکر صحیح و برخی دیگر حاصل تفکر ناصحیح است و البته مخالفان فلسفه تاکید دارند که گزاره های اساسی فلسفی حاصل تفکر نادرست است.

در عین حال چون تفکر اعم از فلسفه و غیر فلسفه است لذا نه عینیت و نه تساوی بین تفکر و فلسفه برقرار نمی باشد.

3-و اگر بخواهیم رابطه بین فلسفه و تفکر برهانی را لحاظ کنیم چون بخشی از گزاره های فلسفی تفکر برهانی نیستند لذا فقط بخشی از فلسفه داخل در تفکر برهانی خواهد بود و بخش دیگر فلسفه خارج از تفکر برهانی خواهد بود و چون تفکر برهانی هم اعم از فلسفه و غیر فلسفه است لذا رابطه بین تفکر برهانی و فلسفه از نوع رابطه عموم خصوص من وجه خواهد بود.

 

نتیجه: همه می دانیم که دو شی که رابطه عموم خصوص من وجه یا رابطه عام و خاص مطلق با هم دارند لازمه و یا تلازمی با هم دیگر ندارند لذا نفی یکی از آن دو نفی دیگری را به دنبال ندارد لذا نفی فلسفه هرگز هیچ ارتباطی با نفی تفکر و تعقل ندارد.

تذکر: اگر در آینده معلوم شود که اشکالات مخالفان فلسفه بر فلاسفه وارد نبوده است و اکثر گزاره های فلسفی که مورد نقد واقع شده بوده اند گزاره هایی برهانی بوده اند و ناقدان فلسفه در نقد خود اشتباه می کردند حتی در آن صورت باز هم نمی توان مخالفان فلسفه را نافی تعقل معرفی کرد و مدعیان فلسفه حق ندارند مخالفان فلسفه را مخالف تعقل و تفکر جا بزنند زیرا نفی خاص مستلزم نفی عام نیست. در آن صورت فقط اثبات می شود که مخالفان در نقد فلاسفه خطا کرده بودند و نقدشان وارد نبوده است و در هر صورت نمی توان آن ها را مخالف تعقل معرفی کرد و بلکه این نشان از مدافع تفکر و تعقل بودن مخالفان فلسفه است زیرا آن ها به این دلیل با فلسفه و عرفان رایج مخالفت می کنند که آن دو را مخالف تفکر صحیح می دانند و به خاطر ناسازگاری گزاره های فلسفی با تعقل مخالف فلسفه هستند.

تذکر: حتی اگر بر فرض محال هیچ مصداق دیگری برای تفکر برهانی نباشد و فلسفه تنها و تنها خود را مصداق تفکر برهانی بداند باز هم نفی برهانی بودن گزاره های فلسفی نفی برهان را به دنبال ندارد و فقط و فقط تفکر برهانی بدون مصداق خواهد بود. زیرا فلسفه مصداقی از مصادیق تفکر برهانی ارایه شده است که مخالفان فلسفه آن را جزو مصادیق تفکر برهانی نمی دانند. و در این صورت تفکر برهانی از مفاهیمی خواهد بود که مصداقی در خارج ندارد و نمی توان نفی فلسفه را نفی تفکر برهانی قلمداد کرد.

 

رابطه تعریف فلسفه و تعقل:

توجه: اکثر کسانی که مخالفان فلسفه را مخالفان تعقل معرفی کرده اند با صرف نظر کردن و نادیده گرفتن رابطه وثیق بین معنا و مصداق، فلسفه را تنها و تنها معنا و تعریف فلسفه می دانند و در پی دفاع از تعریف فلسفه هستند و قایلند که خطاهای فلاسفه و گزاره های فلسفی نادرست و غیر برهانی و حتی برهان ستیز هیچ خدشه ای به چهره زیبای فلسفه وارد نمی کند زیرا مرادشان از فلسفه ای که از آن دفاع می کنند همان "هستی شناسی عقلی" است نه گزاره های فلسفی؛ لذا نفی فلسفه را نفی تعقل می دانند.

تذکر: همه می دانیم که تعقل را چه به معنای تفکر و چه به معنای تفکر برهانی لحاظ کنیم مفهوم "تعقل" و مفهوم "هستی شناسی عقلی" دو مفهوم غیر از هم هستند و این دو مفهوما مترادف نیستند و رابطه بین این دو همانند رابطه دو مفهوم "حیوان" و "اسب" است یعنی همان طور که اسب اخص از حیوان است "هستی شناسی عقلی" هم اخص از"تعقل" است.

سوال: اگر کسی نافی وجود اسب باشد چه در این ادعا حق با او باشد و چه حق با او نباشد آیا می توان این شخص را نافی حیوان دانست؟ آیا هیچ حیوان دیگری مثل آهو و ... وجود ندارد که نافی اسب را نافی حیوان ندانیم؟

آیا نافی "هستی شناسی عقلی" هر نوع شناخت عقلی دیگری را هم قبول ندارد؟ مثلا کلام و منطق و ریاضی و احکام کلی علم فیزیک و حتی تعمیر ساعت و...؛ آیا او مطلق شناخت عقلی را نفی کرده است؟!

آیا نافی "هستی شناسی عقلی" از آن جهت هستی شناسی عقلی را نفی کرده است که چون شناخت عقلی را قبول ندارد؟!!!

مسلم است که نافی "هستی شناسی عقلی" بسیاری از شناخت های عقلی دیگر را قبول دارد و لذا تهمت عقل ستیزی و وهابیت شیعی و... نسبت به مخالفان فلسفه و عرفان تنها و تنها هنر کسانی است که به جای تحقیق و تفحص از علت مخالفت با عرفان و فلسفه، در تفکرات خود غرق شده و با لوازم ساختگی ذهنی خود که به مخالفان فلسفه و عرفان نسبت می دهند به مبارزه با دوستداران واقعی تعقل و برهان می آیند.

تذکر: همان طور که دیدیم نفی اخص ملازم با نفی اعم نیست ولو رابطه اعم و اخص بین دو مفهوم برقرار باشد.

 

نتیجه: عدم توجه به رابطه اخص بودن تعریف فلسفه از تعقل موجب خلط بین فلسفه و تعقل شده و نافی فلسفه نافی تعقل پنداشته شده است.

 

نتیجه نهایی:

فلسفه به هر یک از معانی آن تلازمی با تعقل ندارد و لذا نفی فلسفه نه تنها نفی تعقل نیست بلکه نفی فلسفه موکد عقلانی بودن کار مخالفان فلسفه و عرفان است زیرا نفی فلسفه و عرفان به خاطر غیر عقلانی بودن گزاره های آن است و این یعنی تاکید بر تعقل و تفکر. این فلاسفه و عرفا هستند که متهم به غیر عقلانی کار کردن هستند ولی در یک اقدام پیشدستانه مخالفان فلسفه مخالف تعقل جا زده شده اند و مخالفان فلسفه و عرفان در شوک این اتهام فقط سعی در دفاع از خود داشته و با عبارت های متفاوت می خواستند بگویند که ما هرگز مخالف برهان و تعقل نیستیم اما این شوک روانی این اجازه را به مخالفان فلسفه و عرفان نداده است که توجه کنند که متهمان به برهان گریزی خود را مدعی برهان معرفی کرده و مخالفان فلسفه و عرفان را مخالف برهان جا زده اند و به تعبیر دیگر جای متهم و مدعی را عوض کرده اند.

توجه: کسانی که در تفکرات غرق می شوند صرف غرق شدن در تفکرات به معنای مدافع برهان بودن نیست بلکه ازدیاد غرق در تفکرات عموما منجر به دوری از حقایق و واقعیات و خلط عالم ذهن و عالم واقعیات می شود. و در واقع توهم جای تعقل را در تفکرات می گیرد و حاصل چنین تفکری بیشتر مانوس با توهمات خواهد بود نه تعقل و برهان.

 

عدم تفکیک بین فلسفه و برهان موجب خطای ذهنی:

پس هر کسی تعقل و برهان را از فلسفه جدا کند و تعقل و برهان را قبول داشته باشد ناچار است تمام گزاره های فلسفی غیر برهانی را دور بریزد و این یعنی مخالفت با فلسفه موجود نه مخالفت با تعریف زیبا و جذاب فلسفه.

توجه: همه ادعای برهان و تعقل دارند و فلاسفه تنها مدعیان برهان و تعقل نیستند و تعقل به هیچ یک از معانی آن در انحصار فلاسفه نیست تا نفی فلسفه نفی تعقل جا زده شود.

 

تذکر به مدعیان تعقل و برهان:

نویسندگان ذیل خطای ذهنی خود را اصلاح کنند که گفته اند:

"مکتب تفکیک دست آدمیان را از دامن خرد کوتاه می کند و حجیت استقلالی عقل را از آن می ستاند..." (نگاهی به مکتب تفکیک؛ مقاله "صید مرده در تور تفکیک"؛ شهدادی، احمد؛ ص193)

"آنچه اهل تفکیک از یاد برده اند این است که نام علمی گونه ما، "انسان های خردمند" است." (نگاهی به مکتب تفکیک؛ مقاله "صید مرده در تور تفکیک"؛ شهدادی، احمد؛ ص197)

"ایشان{شهیدمطهری} برخلاف نظر مکتب تفکیک عقل را نه تنها مجاز به داوری در باب فقه می داند "بلکه آن را لازم و مقوم این کار و در پاره ای موارد از جمله مستندات شرع می شناساند." (نگاهی به مکتب تفکیک؛ مقاله "بازخوانی مکتب تفکیک"؛ اسلامی، سید حسن؛ ص 205)

"دفع فلسفه جز با فلسفه ممکن نیست و از فیلسوفی کردن و فلسفیدن گریزی نیست." (نگاهی به مکتب تفکیک؛ مقاله "دین و فلسفه؛ پیوند یا گسست"؛ همتی، همایون؛ ص 236)

"در مکتب تشیع گروهی از متکلمان و فقیهان، اخباری ها و تفکیکیان را می توان نقل گرا یا عقل ستیز نامید." (نگاهی به مکتب تفکیک؛ مقاله " مکتب تفکیک و افلاطون"؛ عیسی نژاد، سید محمد؛ ص 255)

"طرح هر مساله ای در مکتب تفکیک به منظور طرد تفکر فلسفی و یافته های عقلانی است و به جرات باید این مشی و مرام را فلسفه ستیزی حاد نامید"(نقد و بررسی نظریه تفکیک؛ ارشادی نیا، محمد رضا؛ بوستان کتاب قم؛ چاپ اول 1382؛ ص 100)

"{در دیدگاه تفکیک} در تفسیر و توضیح متون دینی و وحیانی عقل هیچ نقشی ندارد"(نقد و بررسی نظریه تفکیک؛ ارشادی نیا، محمد رضا؛ بوستان کتاب قم؛ چاپ اول 1382؛ ص 123)

 

نکته پایانی:

هر خواننده اندیشمند با فراستی می داند که نویسنده هر قدر هم که تلاش می کند تا با بیانی مناسب مطلب خود را به دیگران انتقال دهد ولی باز هم ضعف در توانایی موجب نارسایی مطالب خواهد بود لذا از درک و شعور خوانندگان یاری طلبیده و انتظار این است که نواقص و نارسایی های کلام نویسنده را با فهم و درایت خود جبران کرده و به حاق مطلبی که در صدد رساندن به مخاطب بودیم برسند و صد البته از تذکر غیر مغرضانه نارسایی های نوشتار هم ممنون خواهیم شد.

 

رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ   (آل‏ عمران : 8)


:: امتیاز: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 7

:: بازدید : 1187
:: ارسال شده در: خطاهای ذهنی ,
:: مطالب مرتبط: وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 1– مقدمه , خطاهای ذهنی نوشتار -معنای سنخیت در فلسفه-آقای وکیلی , خطاهای ذهنی استاد فیاضی , خطاهای ذهنی نوشتار(تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش سوم , خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش دوم ,
:: برچسب‌ها: تعقل , فلسفه , عرفان , خطاهای ذهنی , آزاد اندیشی ,
نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [چهارشنبه 06 دي 1391 ] [ 23:11]
تاریخ
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی
عارف و صوفی چه می گویند؟ تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش دوم بحث علمی تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1392
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش اول حواشی تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
وحدت وجود در نگاه آقای امینی!؟ تاریخ : سه شنبه 09 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 5 تاریخ : دوشنبه 08 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 4 تاریخ : یکشنبه 07 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 3 تاریخ : شنبه 06 مهر 1392
‏وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 2 تاریخ : پنجشنبه 04 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 1 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 0 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
میرزا مهدی اصفهانی و تفکیک تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392
تفکیک عقل از نقل یا تفکیک فلسفه از نقل!؟ تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1392
جریان تفکیک یا مکتب تفکیک!؟ تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392
میلاد امام رضا(ع) مبارک تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392
تتمه تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 1– مقدمه تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1392
مناظره یا مشاجره!؟ تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1392
اطلاعیه تاریخ : سه شنبه 05 شهریور 1392
پاسخ به شروط آقای امینی برای مناظره تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392
اعلام مناظره چرا مخفیانه!؟ تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
اعلام مناظره وبلاگ amini142.parsiblog.com تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
مناظره یا پز مناظره!؟ تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392
خطاهای ذهنی نوشتار -معنای سنخیت در فلسفه-آقای وکیلی تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-آقای وکیلی)-بخش چهارم و پایانی تاریخ : پنجشنبه 03 اسفند 1391
حذف نظرات نوشتارهای آقای وکیلی تاریخ : چهارشنبه 02 اسفند 1391
خطاهای ذهنی استاد فیاضی تاریخ : سه شنبه 01 اسفند 1391
خلاصه ای از (تعارض قاعده ضرورت علی با اختیار) تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
هشدار به سایت فارس نیوز و مشرق نیوز تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار(تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش سوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
تذکری کوتاه به آقای رمضانی تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش دوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطای ذهنی (ریشه‌های مکتب تفکیک از زبان غرویان) و کتاب (جدال با مدعی) آقای غفاری تاریخ : پنجشنبه 12 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند- تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی) - بخش اول تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1391
تفکیک اندیشه از نوشتار تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
تفکیک مطالب علمی از حاشیه‌ها تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
نقدی بر وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : چهارشنبه 04 بهمن 1391
سخنی با مخالفان فلسفه و عرفان تاریخ : یکشنبه 01 بهمن 1391
آیا شناخت خداوند ملازم با سنخیت است؟ تاریخ : یکشنبه 24 دی 1391
تذکراتی کوتاه درباره هدف وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : شنبه 23 دی 1391
معانی محال تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391
انواع نقد تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
سراب فلسفه تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
تشبیه خداوند در اصالت وجود تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
خطای ذهنی اشتراک لفظی عرفان تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
مجبور به مجبوریت انسان در فلسفه و عرفان تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391
فرق بین فلاسفه و گزاره های فلسفی تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391
مخالفت گزاره های فلسفی با متون دینی تاریخ : شنبه 16 دی 1391
خلط بین یقین منطقی و یقین روانی تاریخ : جمعه 15 دی 1391
نقد مغرضانه تاریخ : چهارشنبه 13 دی 1391
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 55
کل نظرات کل نظرات : 1
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 3

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید کلی بازدید کلی : 31,984

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.225.17.239
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir