close
تبلیغات در اینترنت
آیا می دانید که

تذکر خطاهای ذهنی فلسفه و عرفان به روش عقل، تفکیک و مناظره

آیا می دانید که

banner
جستجوگر پیشرفته



آیا شناخت خداوند ملازم با سنخیت است؟

 

آیا می دانید که برخی مدافعان فلسفه و عرفان ادعا دارند که برای شناخت خداوند، حتما باید بین خداوند و مخلوقاتش سنخیت باشد؟ و بدون سنخیت بین خداوند و مخلوقاتش، شناخت خداوند امکان ندارد؟

و لذا برخی بر پایه این مطلب استدلال می کنند که:

"... وقتی هدف دین معرفت الله است اگر نفس ما مجرد نباشد و از همان وجود اعلی نباشد چگونه میخواهد به معرفت الله برسد؟ چگونه میخواهد به لقا خدا برسد؟ چگونه میخواهد اسما و صفات الهی را شهود کند؟ مگر ان امام العارفین نفرمود یا غایه امال العارفین؟ اگر نسبتی نباشد او چگونه غایت خواست عارفین میتواند باشد؟"

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/184278

 

توجه شود سنخیت معانی متفاوتی دارد که در نوشتارهای بعدی بدان پرداخته خواهد شد آن چه در این جا مد نظر مدافع سنخیت است که ما در صدد نقد آن هستیم - این است که از اصالت وجود دفاع کند و بگوید اگر سنخیت وجودی بین خداوند و مخلوقاتش نباشد - که این با اصالت وجود تحقق پیدا می کند - شناخت خداوند امکان ندارد و چون هدف دین معرفت الله است و ... پس معلوم می شود که بین خداوند و مخلوقاتش نه تنها نباید نفی تشبیه بشود بلکه باید بین خداوند و مخلوقاتش تشبیه و بلکه سنخیت به معنای اشتراک در حقیقت وجود باشد و الا شناخت خداوند ممکن نخواهد بود و ...

خلاصه این که مدافع سنخیت سعی دارد از سنخیت به معنای تشابه در حقیقت - بین خداوند و مخلوقات که ناشی از اصالت وجود است - دفاع کند.

می توان این استدلال را در قالب قیاس استثنایی چنین بیان کرد که:

اگر تشبیه نباشد آنگاه شناخت خداوند امکان پذیر نیست، لکن شناخت خداوند امکان پذیر است

نتیجه: پس باید تشبیه باشد.

 

خطاهای ذهنی:

صرف نظر از برخی اشکالات در شرایط قیاس استثنایی مثل کلیت یکی از مقدمات و ...، می توان چنین پرسید که:

آیا می دانید که این استدلال بر اثبات تشبیه بر این مطلب مبتنی است که:

اگر تشبیه نباشد آنگاه شناخت امکان پذیر نیست

و به تعبیر دقیق تر:

اگر تشبیه بین دو شی وجود نداشته باشد آنگاه هیچ شناختی بین آن دو شی امکان پذیر نیست

آیا می دانید که خود این مطلب بر این نکته مبتنی است که:

لازمه عقلی بین شناخت شی و بین تشابه شی وجود دارد.

زیرا اگر ملازمه عقلی بین آن دو نباشد کل استدلال که قیاس برهانی استثنایی است باطل خواهد بود.

آیا می دانید که اگر ملازمه عقلی بین شناخت شی و بین تشابه شی وجود داشته باشد در آن صورت هیچ شناختی نباید داشته باشیم مگر این که بین آن دو شی تشابه باشد؟ و به تعبیر دقیق تر محال عقلی خواهد بود که شناختی باشد ولی تشابهی بین دو شی نباشد. در آن صورت می توان پرسید که:

آیا شناخت بدون سنخیت محال عقلی است؟

و به تعبیر دقیق تر آیا لازمه عقلی بین شناخت و سنخیت وجود دارد؟

اگر کسی بدون تامل کافی به این سوال ها جواب مثبت دهد باید توجه کند که دچار خطای ذهنی شده است. توضیح این که:

سوال: اگر کسی ادعا کند که لازمه کلاغ بودن این است که سیاه باشد و شما این لازمه را قبول نداشته باشید ولی هر کلاغی بگردید که رنگ دیگری غیر از رنگ سیاه داشته باشد ولی نتوانید چنین کلاغی پیدا کنید آیا او می تواند ادعا کند که:

کلاغ بودن ملازم با سیاه بودن است چرا که هر کلاغی داشته باشیم حتما سیاه است؟

می توان چندین مثال دیگر آورد که بین یک چیز و شی دیگر لازمه این چنینی برقرار است.

ولی آیا می دانید که این نوع ملازمه، ملازمه عقلی نیست و تنها و تنها ملازمه ای تجربی است؟

آیا می دانید که در ملازمه عقلی انفکاک دو شی متلازم از همدیگر محال عقلی است ولی در ملازمه تجربی محال عقلی نبوده و فقط و فقط محال عرفی است؟

 

آیا می دانید که برخی منکران معاد، استخوان پوسیده ای را جلوی چشم پیامبر پودر کرده و می گفتند:

کیست که این استخوان پوسیده را زنده کند؟

و آیا می دانید که اکثر منکران معاد ملازمه ای بین پوسیدن و عدم امکان زنده شدن قایل بودند و چنین تفکر می کردند که:

پوسیدن یعنی از بین رفتن امکان زنده شدن.

و اما آیا می دانید که همه این گروه ها در یک خطای ذهنی مشترکند که:

آن چه را تجربه کرده و همیشه بین دو شی معیت دیده اند و این دو را منفک از هم ندیده اند در اثر خطای ذهنی به این نتیجه رسیده اند که انفکاک بین این دو محال است و پس این دو ملازم هم هستند؟

و مثلا می گفتند لازمه این که انسانی بپوسد این است که نتواند زنده شود

ولی آیا می دانید که خطای ذهنی همه آن ها این است که لازمه تجربی را که نتیجه آن محال عرفی بودن است را با لازمه عقلی که نتیجه آن محال عقلی بودن است خلط کرده اند؟

آیا این گروه به این نکته توجه نکرده اند که محال ذاتی غیر از محال عادی است؟

توجه: اگر انسان ها در طول زندگی خود همیشه دیده اند که برای شناخت، حتما باید سنخیت باشد البته خود این مطلب جای بحث دارد ولی برای دور نشدن از بحث اصلی از آن رد می شویم این انسان ها فقط می توانند ادعا کنند که ما هرگز خلاف این را ندیده ایم ولی نمی توانند ادعا کنند که نمی شود که خلاف این اتفاق بیافتد.

و اگر بخواهیم به زبان منطق حرف زده باشیم چنین می گوییم که:

از شرایط قیاس استثنایی این است که قضیه شرطیه اتفاقیه نباشد.

تذکر: اسم این عمل مدافعان فلسفه و عرفان را استبعاد می نامند که یکی از خطاهای ذهنی بسیار بزرگ و در عین حال رایج بین مدافعان فلسفه و عرفان است که در بسیاری از بحث های خود با همین استدلال به نتایج خلاف واقع رسیده اند.

اگر به استدلال های مدافعان فلسفه و عرفان دقت کامل کنید در اکثر استدلال های آن ها همین خطای ذهنی را به وضوح خواهید دید و بدتر از آن ادعای برهان نمودن این گونه استدلال ها می باشد که کمی توجه می توانست غیر برهانی بودن این گونه استدلال ها را نشان دهد.

به حول و قوه الهی در آینده به موارد دیگری که فلاسفه و عرفا، در آن موارد با همین خطای ذهنی که به اسم برهان ارایه داده اند و به نتایج نادرستی رسیده اند باز هم خواهیم پرداخت.


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 344
:: ارسال شده در: خطاهای ذهنی , آیا می دانید که ,

نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [یکشنبه 24 دي 1391 ] [ 1:41]
تاریخ

معانی محال:

 

 آیا می دانید که "محال" معانی متفاوتی دارد؟ مثل:

1-محال ذاتی

2-محال عادی

3-...

 

آیا می دانید که اگر بین این دو معنا از معانی محال تمایز قایل نشویم و به تفاوت معنایی بین این دو توجه کافی نکنیم دچار خطای ذهنی خواهیم شد؟

آیا می دانید که اکثر خطاها در مورد این کلمه زمانی رخ می دهد که کلمه محال به کار برده می شود ولی مشخص نمی شود که مراد از محال کدام یک از دو معنای فوق است؟

آیا می دانید که این دو معنا چه تفاوتی با یکدیگر دارند؟

برای هر کدام از این دو کلمه "محال ذاتی" و "محال عادی" باز هم معانی متفاوتی بیان شده است که می توان از معانی متفاوت بیان شده، معانی زیر را برای هر کدام انتخاب کرد:

محال ذاتی:

آن چیزی که تحقق آن ذاتا محال باشد یعنی ذات شی طوری باشد که امکان عقلی تحقق آن منتفی باشد. مثل اجتماع نقیضین و شریک الباری

گاهی از "محال ذاتی" تعبیر به "محال عقلی" هم می شود زیرا گفته می شود که عقلا محال است که این شی تحقق پیدا کند یعنی امکان تحقق آن عقلا محال است.

محال عادی:

آن چیزی که تحقق آن ذاتا محال نباشد ولی عادتا آن شی تحقق پیدا نمی کند. مثل این که پدر یا مادری بخواهد فرزند عزیز خودش را به قتل برساند. این کار عقلا محال نیست زیرا ممکن است کسی در اثر خشم یا اشتباه یا ... فرزندش را به قتل برساند ولی در حالت عادی این کار را انجام نمی دهد.

توجه: این دو کلمه معمولا در مقابل هم معنی می شوند لذا گفته می شود که محال عادی در حالت عادی محال است و ممکن است در شرایط دیگری آن شی تحقق پیدا کند ولی در محال ذاتی تحت هیچ شرایطی امکان تحقق آن وجود ندارد.

گاهی از "محال عادی" تعبیر به "محال عرفی" هم می شود.

 

توجه: ممکن است این تعاریف را همه قبول نکنند و معانی دیگری را از این کلمات بفهمند ولی چون یکی از تعاریف این کلمات چنین بیان شده است و از طرفی دیگر چون نوشتارهای بعدی ما مبتنی بر این کلمات می باشد لذا در همین جا معنای مورد نظر خود را شفاف سازی می کنیم تا اندیشمندان را در تله خطای ذهنی اشتراک لفظی این کلمات نیانداخته باشیم.


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 306
:: ارسال شده در: آیا می دانید که ,

نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [پنجشنبه 21 دي 1391 ] [ 19:22]
تاریخ

انواع نقد:

 

آیا می دانید که نقد انواعی دارد؟ مثل:

1-نقد به مبادی

2-نقد به ادله

3-نقد به لوازم

4-نقد به تعارض درون سیستمی

5-...

آیا می دانید که یکی از روش هایی که مخالفان فلسفه و عرفان در نقد به کار می برند این است که گزاره های فلسفی را با متون دینی می سنجند و اگر گزاره ای فلسفی، مخالف متون دینی بود لااقل در برهانی بودن آن گزاره فلسفی شک می کنند؟

و این آغازی می شود برای بررسی دوباره عقلی و دقیق تر آن گزاره فلسفی، تا برهانی بودن یا نبودن آن با دقت کامل تر سنجیده شود.

و آیا می دانید که گاهی متون دینی در مورد یک مطلب آن چنان محکم است که وقتی یک گزاره فلسفی در تعارض با آن قرار گیرد هیچ دلیل دیگری برای مردود دانستن آن گزاره فلسفی لازم نیست؟ و معلوم می شود که دلایل آن گزاره فلسفی برهانی نبوده است.

این روش نقد کردن را می توان از اقسام نقد به لوازم برشمرد.

آیا می دانید کسانی که به این نکته توجه نمی کنند در اثر خطای ذهنی، مخالفان فلسفه و عرفان را که به متون دینی اهمیت می دهند اخباری نام می نهند؟

آیا این گروه توجه نمی کنند که فرق بگذارند بین اخباری گری و بین اخبار گروی؟

"اهمیت دادن به اخبار و روایات" با "فقط اهمیت دادن به اخبار و روایات" و... تفاوت دارد. کسانی که به این تفاوت توجه نکنند افکار خود را در برابر خطای ذهنی تسلیم کرده اند.


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 523
:: ارسال شده در: خطاهای ذهنی , آیا می دانید که ,

نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [چهارشنبه 20 دي 1391 ] [ 8:23]
تاریخ

سراب فلسفه:

 

آیا می دانید که مدافعان فلسفه و عرفان نتوانسته اند بین تعقل و فلسفه فرق بگذارند؟

و آیا می دانید که در نتیجه این خطای ذهنی، به جای این که در کلمات امامان هدایت تفکر کنند عمر خود را وقف تفکر در کلمات فلاسفه کرده اند و این خسرانی عظیم است؟

آیا امامان هدایت به اندازه فلاسفه مطالب عقلی نمی دانستند؟ یا به اندازه فلاسفه برای ما مطالب عقلی محکم به جا نگذاشته اند؟

چرا عمر اصلی خود را در تفکر در کلمات فلاسفه سپری کنیم و در آخر عمر سری به متون دینی هم بزنیم تا شاید تاییدی از متون دینی برای عقاید فلسفی خود پیدا کنیم؟

آیا می دانید که این کار انسان را به جای آب به سراب می رساند؟

آیا بهتر نیست اول تعقل واقعی را از امامان هدایت یاد بگیریم و بعد به سخنان فلاسفه هم رجوع کنیم تا هرگاه فلاسفه در اثر خطای ذهنی، مطلب نادرستی را باور کرده بودند ما بتوانیم خطای آن ها را آشکار کنیم؟ یا لااقل در اثر اعتماد بیش از اندازه به فلاسفه حرفشان را تکرار نکنیم؟


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 326
:: ارسال شده در: آیا می دانید که ,

نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [چهارشنبه 20 دي 1391 ] [ 6:19]
تاریخ

تشبیه خداوند در اصالت وجود:

 

آیا می دانید که اصالت وجود یکی از بدترین انواع تشبیه خداوند به مخلوقات است؟

آیا می دانید که با قبول اصالت وجود باید قبول کنید که حقیقت مشترکی بین خداوند و بین تمام مخلوقات وجود دارد که اسم آن حقیقت واحد و مشترک "وجود" است؟

و آیا می دانید که هیچ برهانی بر اثبات نظریه اصالت وجود نداریم و مدافعان فلسفه و عرفان تنها و تنها برهان نما برای اثبات آن ارایه می نمایند؟

آیا می دانید که برخی برای راحت کردن خیال خود به ترفندهایی متوسل می شوند مثل:

"حقیر در حد اطلاع خود تا به حال هیچ کسی را ندیده‌ام که اصالة الوجود را درست تصوّر نموده باشد و در آن شک نماید و در خلال بحث با مخالفان همواره دیده‌‌ایم که محل بحث را درست تصوّر ننموده‌اند."

(http://www.mashreghnews.ir/fa/news/184278)

آیا آزاد اندیشی این اجازه را به اندیشمندان متهد به تعقل می دهد که نقدهای ناقدان را با حربه هایی این چنینی نادیده بگیرند؟

توجه: یکی از ترفندهای مدافعان فلسفه و عرفان این است که اشکالات نوشتاری و اشکالات حاشیه ای مخالفان فلسفه و عرفان را بزرگ نمایی کنند و بعد از آن نتیجه بگیرند که مخالفان تصور درستی از محل بحث ندارند.

آیا می دانید که این ترفندها موجب می شود که مدافعان فلسفه و عرفان مانع جدی در مقابل پیشرفت علوم عقلی و برهانی باشند و آزاد اندیشی را تحقیر و مسخره کرده و کرسی های نظریه پردازی را خانه نشین کنند؟

البته مدافعان فلسفه و عرفان دلیل می آورند که کسی که بخواهد فلسفه و عرفان را نقد کند باید فهم درستی از محل بحث داشته باشد لذا باید چندین و چندین سال فلسفه و عرفان بخواند و ...

ولی آیا این افراد دقت کرده اند که حرف حقی را می گویند اما نتیجه غیر حق از آن می گیرند؟ درست است که ناقد باید فهم درستی از محل بحث داشته باشد ولی چه اصراری و چه لزومی به صرف عمر است؟ چرا با حربه صرف عمر وارد میدان می شوید؟

توجه شود کسی که محکمات تعقل و تفکر و محکمات دین را تحت تعلیم امامان هدایت درک کرده باشد هرگز نیازی به صرف عمر در مسایلی ندارد که با کوچکترین تکان، سستی و غیر برهانی بودن آن ها خود نمایی می کند.

البته این بدان معنا نیست که هر کسی که از راه می رسد حق نقد هر نظریه ای را دارد بلکه مسیر درست این است که هنگام آموختن مطالب، مطالبه دلیل کند تا آن نظریه را با دلیل و برهان قبول یا رد کند.

توجه: نگارنده این نوشتار کتاب بدایه و نهایه علامه طباطبایی را در اوایل طلبگی و قبل از آشنایی با عقاید تفکیکیان نزد استاد فلسفه (نه مخالفان فلسفه) درس گرفته و همواره پیگیر دلایل درستی مطالب فلسفی و عرفانی بوده است بخصوص نظریه اصالت وجود و نظریه وحدت وجود که مخالفت آن دو نظریه با متون دینی آشکارتر است ولی هیچ برهانی مثبت بر آن دو ندید و دلایل ارایه شده را ناشی از خطاهای ذهنی دیده است که مدافعان فلسفه و عرفان به خاطر اعتماد بیش از حد به اساتید خود که به جای اعتماد به برهان نشسته است نادیده رد شده اند ...


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 1

:: بازدید : 370
:: ارسال شده در: آیا می دانید که ,

نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [سه شنبه 19 دي 1391 ] [ 4:44]
تاریخ

خطای ذهنی اشتراک لفظی عرفان:

 

آیا می دانید که عرفان معانی متفاوتی دارد؟

برخی معانی عرفان:

1-شناخت

2-شناخت خداوند

3-شناخت به دل

4-شناخت خداوند به دل

5-شناخت خداوند به دل به ندیدن غیر خداوند

6-...

7-و اما: شناخت خداوند به دیدنِ نبودِ غیر خداوند؛ این معنا به فنا و... هم تعبیر می شود

توجه: کلمه فنا هم از الفاظ مشترک است که معانی متفاوتی دارد که در معنای هفتم و پنجم عرفان و موارد دیگر هم کاربرد دارد ولی باید توجه داشت که یک کلمه حتی با معنای واحد در فضاهای فکری متفاوت بار معنایی متفاوتی پیدا می کند.

فنا در معنای پنجم عرفان نفی غیر خداوند نیست بلکه ندیدن غیر خداوند است ولی در معنای هفتم عرفان به معنای نبودن غیر خداوند است. البته مدافعان فلسفه و عرفان چون نمی توانند این همه کثرات واضح را منکر شوند باز به تحریف معانی کلمات رو می آورند تا بگویند که ما غیر خداوند را منکر نیستیم بلکه فقط برای موجودات وجود ظلی قایل هستیم و ...

 

آیا می دانید که یکی از خطاهای ذهنی بسیار بزرگ مدافعان فلاسفه و عرفا تحریف معانی کلمات عرفان و ... و پناه گرفتن زیر چتر اشتراک لفظی کلمه عرفان است؟

آیا می دانید که مدافعان فلسفه و عرفان با ترفند استفاده از معانی متفاوت عرفان موجب خطای ذهنی شده و هم خود و هم دیگران را از شفاف سازی محروم می کنند؟

و آیا می دانید که برخی مدافعان فلسفه و عرفان از خطای ذهنی معانی متفاوت عرفان غفلت نموده و هر کسی را که عارف نامیده می شد و به عرفان به هر یک از معانی یاد شده منسوب است به عنوان عارف و مدافع عرفان معرفی می کنند؟

آیا می دانید که هر عارفی به معنای عارف به معنای مدافع نظریه خرد ستیز وحدت وجود اطلاقی نیست؟

آنچه اکثریت عرفای شیعه مدافع و دنبال آن بودند شناخت خداوند و توجه نکردن به غیر خداوند بوده است نه نفی غیر خداوند که لازمه نظریه وحدت وجود اطلاقی است.

کسی که چنین می گوید:

"...عرفای شیعه از قرن هفتم همواره درخشان‌‌ترین چهره‌های مکتب تشیع بوده‌‌اند و فقاهت و عرفان در میان ایشان چون شیر و شکر آمیخته بوده و هست..."

"حضرت آیت‌الله بهجت را از مخالفان فلسفه و عرفان مصطلح شمردن، جفائی است آشکار"

 (http://www.mashreghnews.ir/fa/news/184278)

باید توجه کند که خطای ذهنی اشتراک لفظ عرفان موجب شده است که تمام مدافعان عرفان را به عنوان مدافع عرفان وحدت وجود اطلاقی معرفی کند در صورتی که اکثر شیعه مدافع عرفان به معنای شناخت خداوند به یکی از معانی صحیح آن بوده اند.


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 323
:: ارسال شده در: آیا می دانید که ,

نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [سه شنبه 19 دي 1391 ] [ 2:48]
تاریخ

مجبور به مجبوریت انسان در فلسفه و عرفان:

 

آیا می دانید که با مبانی که فلاسفه و عرفا اختیار کرده اند مجبور می شوند که انسان را مجبور به مجبور بودن بدانند؟

البته چون نمی توانند اختیار که اساس دین است را انکار کنند لذا اکثر ادعا می کنند که منکر اختیار نیستند و مجبور می شوند با ترفندهایی این مشکل خود را حل کنند. اما هیچ کدام از این ترفندها نتوانسته است اندیشمندان آگاه را از اصل مساله منحرف کند و متفکران متهد به خوبی می دانند که با تحریف معانی کلمات که یکی از ترفندهای متداول مدافعان فلاسفه و عرفا است نمی توان صورت مساله را پاک کرد و...

ولی آیا می دانید که این ترفند ها چاره کار نیست و به جای توجیهات نامتوازن باید مشکل را از ریشه حل کرد و باید به ریشه هایی رفت که منشاء این مشکلات شده است؟ و آن چیزی نیست جز برهانی نبودن مبانی فلاسفه و عرفا باضافه برهانی قلمداد نمودن آن مبانی؛ که کار مشکل را مشکل تر می کند.

و آیا می دانید که تحریف معانی یکی از خطاهای ذهنی بسیار بزرگ و در عین حال رایج مدافعان فلسفه و عرفان است؟


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 303
:: ارسال شده در: آیا می دانید که ,

نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [دوشنبه 18 دي 1391 ] [ 7:31]
تاریخ

آیا می دانید که مهم ترین گزاره های فلسفی، مخالف متون دینی است؟

 

مخالفت گزاره های فلسفی با متون دینی:

 

آیا می دانید که مهم ترین گزاره های فلسفی، مخالف متون دینی است؟

آیا می دانید مجموع آیات قرآنی و روایاتی که به دست ما رسیده است خداوند را یگانه معرفی می کنند؟

یعنی خداوند مثل و ضد ندارد. و خداوند را با دو معیار محکم معرفی می کنند که:

نفی تعطیل و نفی تشبیه؛ یعنی دو حد را برای خداوند حفظ کنید تا به بیراهه نروید حد تعطیل و حد تشبیه.

ولی آیا می دانید که فلاسفه به خاطر خطاهای ذهنی در مهلکه تشبیه به شدت غرق شده اند و آیا می دانید این به خاطر تعمق بی مورد در جاهایی بوده است که قدرت تفکر و عقل در آنجا کارآیی ندارد؟

یعنی از محدوده ادراک تفکر خارج بوده است ولی فلاسفه به خاطر غرور کاذب و اعتماد ناموجه به تفکر در گرداب تعمق و تفکر در ذات خداوند که تفکر را در آن جایی نیست وارد شدند و این خطای ذهنی به آن ها رحم نکرده و آن ها را در مهلکه تشبیه غرق کرد.

آیا می دانید فلاسفه برای توجیه این کار نادرست خود به دلایلی متمسک می شوند که ناشی از خطای ذهنی دیگری است؟

دلیل آن ها این است که: پس ما خداوند را چگونه اثبات کنیم که وجود دارد؟ آیا راهی غیر از عقل وجود دارد؟ آیا شما می خواهید ما عقل را تعطیل کنیم و منکران خداوند را به روایات بخوانیم؟ آیا می خواهید ما اخباری شویم؟ و ...

آیا می دانید که فلاسفه دقت نکرده اند که همه این گفتارها نتیجه خطای ذهنی آن هاست که فکر کرده اند نهی از تفکر در ذات خداوند لازمه اش نفی تعقل است؟

آیا آن ها نمی دانند که وقتی فکر کنند خود عقل به آن ها می گوید که هر علمی ابزار خود را دارد و نمی توان با چشم بوییدنی ها را دید و با گوش دیدنی ها را شنید و...؛ و نمی توان چیزی را که در توان چشم و گوش و لمس و... نیست به این ابزارها ادراک کرد.

آیا فلاسفه نمی اندیشند که نفی قدرت ابزار در مورد خاص، به معنای نفی مطلق قدرت ابزار نیست؟

آیا نفی قدرت تفکر و عقل در رسیدن به ذات خداوند به معنای نفی مطلق قدرت تفکر و تعقل است؟! آیا هرگز بین این دو ملازمه ای عقلی وجود دارد؟! آیا لازم نیست این خطاهای ذهنی اصلاح شود و با لازمه های من در آوردی به دیگران تهمت زده نشود؟

 

توجه: اثبات وجود خداوند بحثی ظریف و دقیق است که ان شاء الله به حول و قوه الهی در آینده بدان خواهیم پرداخت در حال حاضر خطاهای متعدد ذهنی مدافعان فلسفه و عرفان مانع بزرگ و جدی بحث های دقیق علمی است و تا این موانع روشن نشود هرگز نمی توان قدمی مثبت در راه اندیشه های صحیح برداشت لذا همت بر نشان دادن خطاهای ذهنی اولین اولویت است.

 

مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع تَكَلَّمُوا فِي خَلْقِ اللَّهِ وَ لَا تَتَكَلَّمُوا فِي اللَّهِ فَإِنَّ الْكَلَامَ فِي اللَّهِ لَا يَزْدَادُ صَاحِبَهُ إِلَّا تَحَيُّراً

 وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْ حَرِيزٍ تَكَلَّمُوا فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ لَا تَتَكَلَّمُوا فِي ذَاتِ اللَّهِ   (الكافي ج : 1 ص : 92)

 

مَنْ أَفْكَرَ فِي ذَاتِ اللَّهِ تَزَنْدَق‏  (الكافي ج : 8 ص : 22)

 

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا مُحَمَّدُ إِنَّ النَّاسَ لَا يَزَالُ بِهِمُ الْمَنْطِقُ حَتَّى يَتَكَلَّمُوا فِي اللَّهِ فَإِذَا سَمِعْتُمْ ذَلِكَ فَقُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْوَاحِدُ الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ   (الكافي ج : 1 ص : 92)

 

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا زِيَادُ إِيَّاكَ وَ الْخُصُومَاتِ فَإِنَّهَا تُورِثُ الشَّكَّ وَ تَهْبِطُ الْعَمَلَ وَ تُرْدِي صَاحِبَهَا وَ عَسَى أَنْ يَتَكَلَّمَ بِالشَّيْ‏ءِ فَلَا يُغْفَرَ لَهُ إِنَّهُ كَانَ فِيمَا مَضَى قَوْمٌ تَرَكُوا عِلْمَ مَا وُكِّلُوا بِهِ وَ طَلَبُوا عِلْمَ مَا كُفُوهُ حَتَّى انْتَهَى كَلَامُهُمْ إِلَى اللَّهِ فَتَحَيَّرُوا حَتَّى إِنْ كَانَ الرَّجُلُ لَيُدْعَى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ فَيُجِيبُ مِنْ خَلْفِهِ وَ يُدْعَى مِنْ خَلْفِهِ فَيُجِيبُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى حَتَّى تَاهُوا فِي الْأَرْضِ  (الكافي ج : 1 ص : 92)

 

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ إِيَّاكُمْ وَ التَّفَكُّرَ فِي اللَّهِ وَ لَكِنْ إِذَا أَرَدْتُمْ أَنْ تَنْظُرُوا إِلَى عَظَمَتِهِ فَانْظُرُوا إِلَى عَظِيمِ خَلْقِهِ   (الكافي ج : 1 ص : 93)


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 306
:: ارسال شده در: آیا می دانید که ,

نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [شنبه 16 دي 1391 ] [ 3:25]
تاریخ

خلط بین یقین منطقی و یقین روانی:

 

آیا می دانید که اکثر مدافعان فلسفه و عرفان بین یقین منطقی و یقین روانی خلط می کنند؟

آیا می دانید که این خطای ذهنی خود موجب خطاهای ذهنی دیگری می شود؟

توجه: یقین روانی اعم از علم و جهل مرکب است ولی یقین منطقی نمی تواند جهل مرکب باشد. درست است که در هر دو یقین، در نفس انسان حالت نفسانی یقین وجود دارد ولی در یقین منطقی یقین ناشی از صدق ضروری خود قضیه است و نفس انسانی در مقابل این ضرورت صدق قضیه خاضع است و نمی تواند آن را انکار کند لذا موجب یقین نفسانی در او می شود ولی در یقین روانی لزوما چنین حالتی وجود ندارد بلکه بسیار اتفاق می افتد که کسی یقین به مطلبی دارد ولی این یقین مبتنی بر قضیه ضرورتا صادق نیست لذا این یقین نه تنها نمی تواند ضرورتا صادق باشد بلکه در اکثر موارد خلاف واقع هم از کار در می آید و در واقع جهل مرکب خواهد بود.

پس رابطه بین یقین روانی با یقین منطقی از جهتی رابطه عام و خاص مطلق است.

آیا می دانید که عدم توجه به این فرق خطای ذهنی بسیار بزرگی است؟

ما معتقدیم اکثر گزاره های مهم فلسفی و عرفانی رایج، از نوع یقین روانی است نه یقین منطقی؛ و بلکه برخی از آن ها قطعا از نوع خلاف واقع است. (ان شاء الله به توفیق الهی غیر برهانی بودن و خلاف واقع بودن آن ها را قدم به قدم نشان خواهیم داد)


:: امتیاز: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0

:: بازدید : 355
:: ارسال شده در: آیا می دانید که ,

نویسنده
نویسنده : کریم حکیمی فرد
تاریخ : [جمعه 15 دي 1391 ] [ 5:56]
تاریخ
آخرین مطالب ارسالی
عارف و صوفی چه می گویند؟ تاریخ : شنبه 16 فروردین 1393
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش دوم بحث علمی تاریخ : دوشنبه 29 مهر 1392
آقای امینی و تشکیک عامی!؟ - بخش اول حواشی تاریخ : جمعه 26 مهر 1392
وحدت وجود در نگاه آقای امینی!؟ تاریخ : سه شنبه 09 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 5 تاریخ : دوشنبه 08 مهر 1392
‏ وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 4 تاریخ : یکشنبه 07 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 3 تاریخ : شنبه 06 مهر 1392
‏وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 2 تاریخ : پنجشنبه 04 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 1 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 2 – توصیف 0 تاریخ : چهارشنبه 03 مهر 1392
میرزا مهدی اصفهانی و تفکیک تاریخ : شنبه 30 شهریور 1392
تفکیک عقل از نقل یا تفکیک فلسفه از نقل!؟ تاریخ : پنجشنبه 28 شهریور 1392
جریان تفکیک یا مکتب تفکیک!؟ تاریخ : چهارشنبه 27 شهریور 1392
میلاد امام رضا(ع) مبارک تاریخ : دوشنبه 25 شهریور 1392
تتمه تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
تفکیک چیست و تفکیکی کیست؟ تاریخ : پنجشنبه 21 شهریور 1392
وحدت وجود نظریه‌ای خردستیز 1– مقدمه تاریخ : چهارشنبه 20 شهریور 1392
مناظره یا مشاجره!؟ تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1392
اطلاعیه تاریخ : سه شنبه 05 شهریور 1392
پاسخ به شروط آقای امینی برای مناظره تاریخ : پنجشنبه 31 مرداد 1392
اعلام مناظره چرا مخفیانه!؟ تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
اعلام مناظره وبلاگ amini142.parsiblog.com تاریخ : سه شنبه 29 مرداد 1392
مناظره یا پز مناظره!؟ تاریخ : یکشنبه 20 مرداد 1392
خطاهای ذهنی نوشتار -معنای سنخیت در فلسفه-آقای وکیلی تاریخ : دوشنبه 14 اسفند 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-آقای وکیلی)-بخش چهارم و پایانی تاریخ : پنجشنبه 03 اسفند 1391
حذف نظرات نوشتارهای آقای وکیلی تاریخ : چهارشنبه 02 اسفند 1391
خطاهای ذهنی استاد فیاضی تاریخ : سه شنبه 01 اسفند 1391
خلاصه ای از (تعارض قاعده ضرورت علی با اختیار) تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
هشدار به سایت فارس نیوز و مشرق نیوز تاریخ : یکشنبه 29 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار(تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش سوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
تذکری کوتاه به آقای رمضانی تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند-تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی)-بخش دوم تاریخ : سه شنبه 24 بهمن 1391
خطای ذهنی (ریشه‌های مکتب تفکیک از زبان غرویان) و کتاب (جدال با مدعی) آقای غفاری تاریخ : پنجشنبه 12 بهمن 1391
خطاهای ذهنی نوشتار (تنزیه و تشبیه خداوند- تفاوت تشبیه کلامی و عرفانی) - بخش اول تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1391
تفکیک اندیشه از نوشتار تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
تفکیک مطالب علمی از حاشیه‌ها تاریخ : شنبه 07 بهمن 1391
نقدی بر وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : چهارشنبه 04 بهمن 1391
سخنی با مخالفان فلسفه و عرفان تاریخ : یکشنبه 01 بهمن 1391
آیا شناخت خداوند ملازم با سنخیت است؟ تاریخ : یکشنبه 24 دی 1391
تذکراتی کوتاه درباره هدف وبلاگ خطاهای ذهنی تاریخ : شنبه 23 دی 1391
معانی محال تاریخ : پنجشنبه 21 دی 1391
انواع نقد تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
سراب فلسفه تاریخ : چهارشنبه 20 دی 1391
تشبیه خداوند در اصالت وجود تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
خطای ذهنی اشتراک لفظی عرفان تاریخ : سه شنبه 19 دی 1391
مجبور به مجبوریت انسان در فلسفه و عرفان تاریخ : دوشنبه 18 دی 1391
فرق بین فلاسفه و گزاره های فلسفی تاریخ : یکشنبه 17 دی 1391
مخالفت گزاره های فلسفی با متون دینی تاریخ : شنبه 16 دی 1391
خلط بین یقین منطقی و یقین روانی تاریخ : جمعه 15 دی 1391
نقد مغرضانه تاریخ : چهارشنبه 13 دی 1391
user
progress عضو شويد

نام کاربری :
رمز عبور :

progress فراموشی رمز عبور؟

progress عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آمار مطالب آمار مطالب
کل مطالب کل مطالب : 55
کل نظرات کل نظرات : 1
آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا تعداد اعضا : 3

کاربران آنلاین کاربران آنلاین

آمار بازدید آمار بازدید
بازدید کلی بازدید کلی : 32,786

اطلاعات شما اطلاعات شما
آِ ی پیآِ ی پی : 54.167.112.42
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir